تبلیغات
مقاله و پروژه

تحقیق گیاه شناسی آویشن و کاربرد کودهای بیولوژیک    شامل  57 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد گیاه شناسی آویشن و کاربرد کودهای بیولوژیک  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

گیاه شناسی آویشن

آویشن ها گیاهانی چند ساله، بوته ای، بالشتکی یا کپه ای با فرم افراشته، خیزان، خمیده و یا خزنده و علفی هستند. اصولاً گیاهانی کوتاه قد هستند و ارتفاع آنها کمتر از ۵۰ سانتی متر است. البته بندرت گونه هایی با ارتفاع  بیشتر نیز وجود دارند. ساقه ها ممکن است مشخصاً چهارگوش و یا کم و بیش چهارگوش و یا با سطح مقطع گرد باشند. معمولاً ساقه پوشیده از کرک است که به حالت های مختلف سطح ساقه را می پوشاند، در گروهی از گونه ها کرک ها به صورت یکنواخت تمام سطح ساقه را می پوشاند (holotrichous)، در گروهی دیگر کرک ها تنها در دو سطح متقابل وجود دارند که این حالت معمولاً در گروه با ساقه های چهارگوش دیده می شود (alelotrichous) و بالاخره در گروه سوم کرک ها تنها در محل حاشیه ساقه چهارگوش یا به عبارت دیگر در چهار وجه ساقه وجود دارند (goniotrichous). گونه های Thymus ایران اکثراً دارای ساقه های پوشیده از کرک های یکنواخت در تمام سطح شان هستند (holotrichous) و تنها یک گونه دارای کرک در سطوح موازی (alelotrichous) از ایران گزارش شده است (T. nummularis).غده های ترشحی معمولاً در سطح ساقه دیده نمی شوند و اصولاً کرک های ساقه ساده و بدون غده اند، اما گاهی تعدادی غده ترشحی نقطه مانند در سطح ساقه دیده می شوند.

١-۱-١-برگ ها:

متقابل و به شکل های مختلف از خطی تا دایره ای دیده می شوند و ممکن است در حاشیه مسطح و یا تاخورده (revolute) با لبه های به طرف بیرون برگشته باشند. برگ ها در بعضی گونه ها بتدریج به طرف انتهای شاخه کمی بزرگتر هستند، به عبارت دیگر برگ های قاعده گل آذین کمی بزرگتر از برگ های ساقه ایست. برگ ها معمولاً دارای دمبرگ های کوتاه هستند و یا ممکن است بدون دمبرگ باشند. در محور برگ ها در محل اتصال برگ به ساقه معمولاً تعدادی برگ کوچک وجود دارد.

یکی از مشخصات بارز در برگ های آویشن وجود رگبرگ هاست که به عنوان یک صفت کلیدی در شناسایی گونه ها به کاربرده می شوند. در تعدادی از گونه ها رگبرگ ها در سطح زیرین برجسته و کاملاً مشخص می باشند. رگبرگ میانی در وسط برگ و رگبرگ های جانبی به تعداد یک تا شش جفت به شکل های مختلف دیده می شوند. در گونه های ایران تعداد رگبرگ های جانبی معمولاً از چهار جفت تجاوز نمی کند .رگبرگ های جانبی ممکن است تا حاشیه برگ امتداد یافته و بعد به هم متصل گردند و یا ممکن است قبل از رسیدن به حاشیه محو گردند و طول کوتاه تری داشته باشند.در بعضی از گونه ها پایین ترین جفت رگبرگ جانبی در حاشیه برگ امتداد یافته و یک برجستگی مشخص را در حاشیه برگ به وجود می آورد(marginal) و یا در گروهی دیگر رگبرگ های جانبی در انتهای برگ به هم متصل می گردند(camptodromus) و بالاخره در گروهی دیگر رگبرگ های میانی و کناری نازک و کم و بیش نامشخص هستند . سطح برگ معمولاً پوشیده از کرک های ساده یک تا چند سلولی، کرک های تک سلولی سر غده دار و یا غده های ترشحی بدون پایه وبه صورت نقاط شفاف کروی به رنگ های زرد، قرمز، نارنجی، سبز و یا بیرنگ است. در تعدادی از گونه ها غده ها منحصراً در سطح زیرین برگ حضور دارند و درگروهی دیگر در دو سطح برگ دیده می شوند.

١-۱-٢-گل آذین :

معمولاً انتهایی به شکل کروی، بیضوی در انتهای شاخه ها دیده می شوند.چرخه های متراکم گل تشکیل شده و گاهی یک یا دو چرخه با فاصله نسبت به چرخه ی انتهایی به صورت چسبیده به ساقه و یا گاهی با دم گل آذین مشخص به چشم می خورند. در تعدادی از گونه ها از جمله T.armeniacus گل آذین به صورت خوشه ای مرکب (panicle) دیده می شود و یا ممکن است چرخه های گل تماماً با فاصله نسبت به یکدیگر قرار گرفته باشند.

١-۱-۳-براکته ها:

معمولاً خطی و یا سر نیزه ای، بدون کرک و یا پوشیده از کرک به شکلهای مختلف می باشند.

گل ها: به شکل نر و یا ماده و ماده هستند. گل های ماده فاقد برچم های بارورند. دارای دمگل و بدون دمگل و به رنگ های صورتی ،سفید ، قرمز،ارغوانی و بنفش هستند.

١-۱-۴-کاسه گل:

دارای ۵ دندانه است که در دو لبه ی مشخص وجود دارند. لبه ی بالایی با سه دندانه کوتاه مثلثی یا سر نیزه ای که در حاشیه ممکن است دارای کرک های مژه ای و یا کرکهای ساده تک سلولی پراکنده و یا فاقد کرک باشند؛لبه پایینی کاسه گل دارای دو دندانه باریک و مژه دار است که این صفت در جنس آویشن ثابت است و تمام گونه ها دارای کاسه با دندانه های پایینی خطی و مژه دارند و این دندانه ها معمولاً به طرف داخل خمیده اند و در موارد استثنایی صاف و بدون خمیدگی هستند، این دندانه ها معمولاً بلندتر از دندانه های بالایی هستند، ولی در بعضی از گونه ها ممکن است کم و بیش هم اندازه با دندانه های بالایی باشند. سه دندانه بالایی ممکن است کم و بیش در امتداد لوله کاسه قرار گیرند یا مشخصاً پهن تر از لوله کاسه باشند. گلوی کاسه معمولاً دارای یک دسته کرک سفید و ریش مانند می باشد. کرک ها و غده های ترشحی از نوع کرک ها و غده های برگ بر روی کاسه گل دیده می شود.

١-۱-۵-جام گل:

دارای دو لبه مشخص است. لبه بالایی معمولاً دارای یک بریدگی کوتاه در وسط است و لبه پایینی دارای سه لوب کم و بیش یک شکل و یک اندازه است. بر روی لبه پایینی گاهی تعدادی کرک دیده می شود و همچنین در سطح بیرونی گل غده های ترشحی و کرک به طور پراکنده وجود دارند. جام گل معمولاً کمی از کاسه بیرون می آید و یا ممکن است مشخصاً از کاسه بلندتر باشند. اصولاً اندازه گل ها بین ۴ تا ۱۰ میلی متر است. تعداد پرچم ها در آویشن ها ۴ عدد است که دو تا بلندتر هستند. تولید گرده در پرچم ها کم است.

١-۱-۶-دانه گرده:

در این جنس دارای شکل یکنواختی است و مانند سایر جنس های زیرخانواده Nepetoideae دارای شش شیار و جورقطب هستند. انواع هشت و یا چهارشیاری نیز استثنائاً دیده شده اند. سطوح بین شیارها معمولاً یک اندازه، اما در مواردی شیارهای نابرابر به طور یک در میان کوچک و بزرگ وجود دارند. دانه های گرده کم و بیش کروی هستند. تزئیات سطح گرده معمولاً از نوع شبکه ای، شبکه ای مرکب و یا بندرت دارای سطح صاف هستند.

١-۱-۷-مادگی:

از تخمدان چهارخانه ساخته شده که تبدیل به میوه چهارفندقه ای می گردد. معمولاً هر چهار فندقه کامل و رسیده می شوند ولی در مواردی ممکن است یک یا دوتای آنها تحلیل رفته و رشد کامل نداشته باشند. اندازه فندقه ها بین ۱ تا ۲ میلی متر است و معمولاً کروی یا تخم مرغی پهن هستند. خامه بلندتر از لوله جام گل و دارای کلاله دو شاخه و هم سطح با پرچم هاست.

۱-۱-۸-اعداد کروموزومی:

اعداد کروموزومی در این جنس بسیار متنوع است. حالت­های پلی­پلوئیدی شامل تترا و هگزاپلوئید گزارش گردیده است. عدد پایه کروموزومی ۷=x است. اعداد کروموزومی ۲۴=n2 تا ۹۰=n2 برای گونه­های Thymus گزارش گردیده است، ولی   معمول­ترین اعدادکروموزومی ۶۰،۵۶،۳۰،۲۸=n2 می­باشند.همچنین گزارش­هایی از سطوح پلوئیدی متفاوت در یک گونه وجود دارد. آنیوپلوئیدی پدیده مهمی در دوره تکامل جنس بوده است و عامل تغییرات در عدد کروموزومی می باشد. بعضی از مطالعات نشان داده است که جمعیت­های متفاوت یک گونه اعداد کروموزومی متفاوتی دارند­(جمزاد، ۱۳۷۳).


جهت دانلود متن کامل تحقیق گیاه شناسی آویشن و کاربرد کودهای بیولوژیک کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق گیاه شناسی بابونه و اثر تنش خشکی بر عملکرد گیاه   شامل  57 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد گیاه شناسی بابونه و اثر تنش خشکی بر عملکرد گیاه  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

 ۱-۱- گیاه‌شناسی بابونه

گیاه بابونه با نام علمی Matricaria chamomilla به زبان انگلیسی – و German chamomilla, Common chamomile, نامیده می‌شود.

آن چه در زبان فارسی به نام بابونه خوانده می‌شود عملاً شامل ۳ جنس گیاهی شامل Matricaria sp, chrysanthemum sp , Anthemis sp  می‌باشد که هر جنس خود دارای گونه‌های مختلفی می‌باشد. که از جمله آن می‌توان به (A.nobilis (syn): chamamelum nobiliel) اشاره کرد که در فارسی بابونه رومی، بابونه گاوی یا بابونه چشم گاوی نیز خوانده می‌شود.

گونه M.awea که در فارسی به بابونه گاوی و بابونه اروپای و در انگلیسی Golden cotula خوانده می‌شود، گیاهی علفی یک ساله با ساقه‌های افراشته پر شاخه و برگ است. برگ‌ها بدون دم برگ و متناوب هستند، غنچه‌های آن به‌طور مجزا در رأس ساقه و شاخه‌ها ظاهر می‌شوند (زمان، ۱۳۷۰).

رنگ آن‌ها سبز متمایل به زرد بوده و دارای گرزی مخروطی شکل تو خالی بدون گل‌های کناری و گرد می‌باشد. میوه آن فندقه و تمام گیاه معطر است. موطن اصلی این گیاه آمریکای شمالی و شرق آسیاست. این گیاه می‌تواند در مناطق سردسیری که بابونه معمولی قادر به روئیدن نیست جایگزین خوبی باشد گل‌ها دارای اسانس روغنی ( که مقدار آن کمتر از بابونه واقعی است) تانن­ها، گلوگوزیدها و یک شیره تلخ هستند (زمان ۱۳۷۰) (هانگریو دریپارگ ۱۹۷۹[۱]).

گونه دیگری به نام (syn:M.recutita)(M.chamomilla) که در زبان فارسی به بابونه آلمانی و در زبان آلمانی به نام کامیل و درلاتین به نام فلوس کامومیل و گلاریس معروف است.

بابونه آلمانی گیاهی علفی و یک ساله است. ریشه‌این گیاه مخروطی شکل مستقیم و قوی و کم و بیش سطحی می‌باشد. که پس از کاشت سریع و تقریباً در هر شرایطی استقرار می‌یابد؛ و در اواخر رشد از انشعابات فراوان برخوردار شده است و در لایه‌های سطحی خاک تولید ریشه‌های ظریف، افقی و جانبی می‌نماید (امید بیگی ۱۳۷۹). بابونه نیز مانند بسیاری دیگر از گیاهان تیره مرکبه ابتدا یک مرحله غنچه‌ای (روزت) را می‌گذراند در دوره روزت برگ‌های کوچک در نزدیکی سطح خاک و به حالت خوابیده دیده می‌شود؛ و گیاه به صورت پهن روی زمین قرار می‌گیرد ( جمشیدی ۱۳۷۹).

بابونه گیاهی یک ساله و ایستاده با ریشه‌ای مخروطی شکل، مستقیم، الیافی و قوی کم و بیش سطحی است (امید بیگی ۱۳۸۷). ساقه اصلی بابونه استوانه‌ای شکل، علفی، راست، بدون کرک و صاف می‌باشد. ساقه‌های بابونه دارای شیارهای ظریف و طولی می‌باشد ارتفاع ساقه متفاوت و به عوامل ژنتیکی و شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد؛ و بین ۵۰ تا ۸۰ cm متفاوت است. برگ‌ها، متقسم، باریک، کشیده نیزه‌ای شکل، صاف و فاقد کرک به رنگ سبز روشن فاقد دمبرگ و به صورت متناوب نسبت به یکدیگر روی ساقه قرار می‌گیرند. گل‌ها در انتهای ساقه اصلی و فرعی ظاهر می‌شوند امید بیگی (۱۳۸۷).

گل آذین به صورت طبق، مانند سایر گل‌های گیاهان تیره کاسنی دارای دو نوع گلچه زبانه‌ای و لوله‌ای می‌باشد. گلچه­های زبانه‌ای سفید رنگ و تعداد آن‌ها متفاوت است و بین ۱۲ تا ۱۸ عدد می‌باشد. گلچه های لوله‌ای زرد رنگ و دو جنسی بوده که پس از باز شدن استوانه‌ای شکل می‌شوند و در انتهای ساقه قرار دارند (امید بیگی ۱۳۸۷ و دوازده امامی و مجنون حسینی ۱۳۸۷). قسمت میانی گل که مجموعه‌ای از گلچه­های زرد رنگ لوله‌ای می‌باشد توسط ۱۰ تا ۲۰ عدد گلچه های زبانه‌ای سفید رنگ احاطه شده است ( قنواتی ۱۳۸۵ و فوستر ۱۹۹۱).

بخش میانی گل در ابتدای رویش نیمه کروی بوده که با نمو کامل گل‌ها و باز شدن گلچه های لوله‌ای کم و بیش مخروطی شکل حالت کله قندی می‌گیرد و گلبرگ‌ها به سمت پایین قرا می‌گیرد ( اسکات[۲] ۲۰۰۱ و توکلی، همکاران ۱۳۷۰) (امید بیگی ۱۳۷۴). گل‌های بابونه دارای قطر متفاوتی بوده که بستگی به جنس و گونه گیاهی و عوامل محیطی دارد: در شرایطی که گل‌ها کاملاً باز هستند ۲۰-۱۰ میلی‌متر قطر دارند گل‌های بعضی از جنس آنتیس، شباهت زیادی به گل‌های بابونه دارد. قسمت میانی این گل‌ها قبل و بعد از باز شدن به صورت نیمه کروی و مخروطی شکل نمی­گردنند که بدین ترتیب از گل‌های بابونه آلمانی و بابونه مجاز قابل تشخیص می‌باشد. قنواتی (۱۳۸۵) (رز ۱۹۹۲).[۳]

میوه بابونه فندقه و به طول ۱ تا ۵/۱ میلی‌متر خاکستری رنگ یا زرد روشن می‌باشد، میوه از دو قسمت تشکیل شده است. یکی شامل دانه که همان بذر می‌باشد و ۲۰ تا ۲۵ درصد میوه را تشکیل می‌دهد. میوه‌ها به‌طور یکنواخت رسیده و در این حالت قسمت فوقانی گل مخروطی شکل و دندانه‌دار می‌شوند. میوه‌ها از قسمت پایین شروع به رسیدن می‌کنند و به تدریج به طرف بالا کامل‌تر می‌شوند (امید بیگی ۱۳۷۹ و فوستر ۱۹۹۱). بذرهای بابونه بین ۲ تا ۳ سال از قدرت رویش مناسب برخوردارند و چنان چه بذرهای این گیاه در شرایط مناسب انبارداری شود ۱ تا ۱۵ سال قدرت رویش خود را حفظ می‌کند (صمصام شریعت ۱۳۷۴، سینگ و همکاران[۴] ۱۳۸۲).

۱-۲- منشأ گیاهی بابونه

این گیاه بومی جنوب شرق اروپا و آسیای غربی (منطقه و مدیترانه) می‌باشد. که در مزارع و زمین بایر به صورت خودرو یافت می‌شود اما امروزه در سرتاسر اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا بومی شده است. دامنه گسترده‌این گیاه در کشورهای بلژیک، انگلیس، شیلی، فرانسه، مجارستان، لهستان، عراق، مکزیک، پرو، ترکیه، ونزوئلا، ایران، آلمان و … می‌باشد. کشورهای عمده تولید کننده بابونه در سطح تجاری شامل بلغارستان، اوکراین، شمال قفقاز تا جنوب سیبری، آسیا، شمال و جنوب آمریکا، کوبا، برزیل، نیوزلند، جمهوری چک و اسلواکی می‌باشد (جمشیدی ۱۳۷۹، قنواتی ۱۳۸۵، داک ۱۹۸۲).[۵]

۱-۳- مراحل رشد و نمو:

رشد و نمو در گیاه فرآیندی تجدیدی و پی در پی بوده که با جوانه زدن آغاز تا بلوغ و رسیدن بذر گیاه ادامه خواهد داشت.

طول هر یک از مراحل رشد و زمان وقوع هر کدام توسط عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی مثل مواد غذایی، رطوبت خاک، درجه حرارت، طول روز، تراکم و … تعیین می‌شود (امید بیگی ۱۳۷۴). طول دوره رویشی و زایشی گیاه تعیین کننده عملکرد بیولوژیکی و اقتصادی آن‌ها بوده است. و اطلاع از زمان و طول مراحل رشد و نمو راهنمای خوبی جهت تأمین و شرایط مطلوب برای گیاه می‌باشد که در نهایت افزایش عملکرد محصول را در پی خواهد داشت. بنابراین مطالعه مراحل نمو در بسیاری از موارد برای مشخص کردن مراحل بحرانی و حساس چرخش رشد و نموی گیاهی و عوامل محیطی می‌باشد (سرمدنیا و کوچکی، ۱۳۷۷، صالح ۱۹۷۲).[۶] درجه حرارت هوا علاوه بر این که نقش به سزایی در وقوع مراحل نمو دارد شاخص ثابت و پایداری است، که استفاده از آن به صورت واحد حرارتی با درجه روز رشد یا واحد گرمایی برای تخمین دوره رشد و نمو محصولات توصیه شده است. مراحل رشد و نمو بابونه شامل سبز شدن، روزت، طویل شدن ساقه، پنجه دهی، تشکیل ساقه‌های فرعی، غنچه دهی، گل دهی و رسیدگی بذر می‌باشد.

امید بیگی مراحل نمو را شامل سبز شدن، روزت با تشکیل برگ‌های طوقه‌ای ساقه دهی و طویل شدن آن، تشکیل ساقه‌های فرعی و گل دهی و رسیدگی معرفی کرده است.

سبز شدن گیاهچه های کوچک بابونه تابع درجه حرارت خاک، رطوبت موجود در دسترس بذر و میزان نرمی خاک در لایه‌های خاک می‌باشد. طبق مطالعات انجام شده دمای خاک در سرعت جوانه زنی مؤثر می‌باشد و در کشت‌های تأخیری پائیزی به دلیل دمای پایین هوا و خاک تعداد روز لازم برای جوانه زنی و سبز شدن افزایش می‌یابد (قنواتی ۱۳۸۵، خواجه پور ۱۳۷۹).

طول مرحله روزت در بابونه به گونه گیاهی، طول روز و درجه حرارت بستگی دارد. در درجه حرارت ثابت با افزایش طول روز مدت زمان لازم برای خارج شدن از مرحله روزت و وارد شدن به مرحله ساقه دهی کاهش می‌یابد و با طول روز ثابت با افزایش دما، این مدت ذکر شده کاهش می‌یابد (سالامون[۷] ۱۹۹۰ و اسچیلچر [۸]۱۹۸۷).

۱-۴- موارد مصرف و خصوصیات دارویی بابونه:

ماده مؤثره گیاهان دارویی وابسته به تیره مرکبیان یا (Asteraceae = compositeae) در صنایع دارویی از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. این مواد شامل اسانس ها، روغن‌ها، مواد تلخ، مواد موسیلاژی، گلیکوزیدها، آلکالوئیدها، اسیدهای سیلیسیلیک و غیره می‌باشد.

عصاره گیاه بابونه دارای ترکیبات ارزشمندی چون ازولن، کامازولین، آلفابسیابلون اکسید A  و B ، سینئول و ماریکارین می‌باشد. (برنارت[۹]، ۱۹۸۶)


جهت دانلود متن کامل تحقیق گیاه شناسی بابونه و اثر تنش خشکی بر عملکرد گیاه کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق اثر تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام سویا  شامل  19 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد اثر تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام سویا  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

سویا یا لوبیا روغنی با نام علمی Glycin Max ، گیاهی است بوته​ای و پر برگ و یکساله از خانواده لگومینوز که اکثرا˝ به خاطر دانه​اش در دنیا کشت می​شود (احمد افکاری، ۱۳۸۸).

طول دوره​ی نمو و سرعت نمو رویشی به رقم، طول روز و تاریخ کاشت بستگی زیادی دارد، ولی بسیاری از ارقام مراحل زندگی خود را طی ۸۰ تا ۱۲۰ روز به اتمام می​رسانند (خواجه​پور، ۱۳۷۷). سویا دارای ریشه اصلی عمقی است که می تواند تا عمق ۶۰ سانتی​متری در خاک نفوذ نماید. روی ریشه​های گیاه گره​های تثبیت نیتروژن حاوی باکتری​های ریزوبیوم مشاهده می​شود (خواجه​پور، محمد .۱۳۷۷).

مدل​سازی چیست؟

مدل​سازی عبارت است از مجموعه فعالیت​هایی که انجام می​شود تا از یک سیستم مدل تهیه شود یا یک مدل ساخته شود (سلطانی، ۱۳۸۸).

چرا مدلسازی؟

هدف ما از ساخت مدل​ها برای سیستم​های زراعی تهیه یک نوع قانون (فرمولاسیون ریاضی) است که توسط آن می​توان عملکرد را محاسبه نمود و به همه سوالات در یک زمان پاسخ داد(سلطانی، ۱۳۸۸). البته دلایل دیگری نیز برای ساخت مدل​ها وجود دارد که به صورت زیر خلاصه می شود:
۱-کاهش آزمایش​های دراز مدت مزرعه در یک منطقه خاص. ۲-تفسیر داده​های اقلیمی بر حسب تولید بالقوه و محدودیت​ها. ۳- ارزیابی مدیریت گیاه و خاک. ۴- ارزیابی ریسک عملیات مدیریتی در عملکرد. ۵- شناخت بهتر از سیستم​های بیوزیستی و فیزیکی و برهمکنشی آن​ها

مدل​سازی گیاهان زراعی به عنوان روشی مفید در تحقیقات و مدیریت این محصولات پذیرفته شده است (اینمن – بامبر[۱] و همکاران، ۲۰۰۱). تعیین پتانسیل محصولات (چرو[۲]– نایا- موث و همکاران،۲۰۰۰؛ سینکلر[۳] و همکاران، ۱۹۹۹؛ b1999 و اینمن – بامبر و همکاران، ۱۹۹۸)، مدیریت زراعی و برنامه​ریزی (روبرتسون و همکاران،۱۹۹۹؛ سینکلر و همکاران،a 1999؛ برنان و همکاران، ۱۹۹۹ و سینکلر و همکاران، ۱۹۹۸) و  پیش​بینی محصولات کشاورزی (مک گلینچی، ۱۹۹۹) مثال​هایی از کاربرد مدل​های شبیه​سازی می​باشند.

قدرت یک مدل بستگی به دقت پیش​بینی آن مدل از عملکرد گیاه دارد (اینمن – بامبر،۲۰۰۲). تعیین روند تخصیص مواد بین برگ، ساقه و اندام زایشی امری کلیدی جهت کمی کردن تجمع بیوماس می​باشد. نحوه توزیع ماده خشک در گیاهان زراعی تعیین​کننده عملکرد گیاه می​باشد. توانایی پیش​بینی پتانسیل عملکرد دانه با استفاده از محاسبه سرعت تجمع ماده خشک و توزیع آن در اندام​های مختلف امکان​پذیر است (روبرتسون و کاربری، ۲۰۰۱). جهت توصیف ماده خشک در گیاهان زراعی از الگوریتم​های مختلفی استفاده شده است. شانک[۴] ( ۱۹۴۵)  پیشنهاد کرد که تقسیم مواد فتوسنتزی در ابتدا از روی نسبت C/N محاسبه شود.

براورد (۱۹۶۲) پیشنهاد کرد که مدلی براساس نسبت N /C طراحی کند که تقسیم مواد را پیش​بینی می​کند و تورنلی ( ۱۹۷۲) مدل براور را در قالب یکسری از معادلات ریاضی بیان نمود.

یک مدل از رشد گیاه، توصیف ریاضی شناخت ما از رفتار گیاه است و به علت استفاده از توابع ریاضی باید این رفتار در هر مرحله کاملا مشخص و معین باشد و دیگر جایی برای احتمال یا امکان وجود ندارد. نیاز به یک معادله ما را مجبور می​سازد تا فرض​هایی را در نظر بگیریم و مدل، جهت آزمون این فرضیات ساخته می شود. اگر پیش​بینی​های مدل از واقعیت موجود دقیق نباشد، بایستی بپذیریم که شناخت ما از سیستم مورد مطالعه کامل نیست (بنایان، ۲۰۰۰). از این مدل​ها برای انجام مطالعات مختلف از جمله انتخاب گیاه و رقم مناسب برای کاشت و تعیین بهترین مدیریت​های زراعی ( ایگلی و برونینگ، ۱۹۹۲)، برآورد پتانسیل تولید مناطق (مینک و همر[۵]، ۱۹۹۵)، تعیین خط​مشی برای به نژادی ارقام ( هبکوت[۶]، ۱۹۹۷)، تعیین اولویت​های تحقیقاتی، انتقال فن​آوری (نیکس[۷]، ۱۹۸۴)، پهنه​بندی، بوم شناختی (بومن و لنسیگان[۸]، ۱۹۹۴؛ آگاروال، ۱۹۹۳) و پیش​بینی اثرات تغییر اقلیم  (ملکونیان و همکاران[۹]، ۱۹۹۷؛ سینکلر و راولینز[۱۰]، ۱۹۹۳) استفاده شده است.

در بیشتر مدل​های شبیه​سازی رشد گیاهان زراعی، مقدار رشد (ماده خشک) به صورت حاصلضرب تشعشع رسیده، کسر دریافت تشعشع و کارآیی استفاده از تشعشع (RUE) تخمین زده می​شود (مونتیث، ۱۹۷۷). گام بعدی در مدل​های شبیه​سازی گیاهان این است که ماده خشک تولید شده به اندام​های مختلف اختصاص داده شود. این اختصاص با استفاده از ضرایب توزیع[۱۱] (PC) صورت می​گیرد. استفاده از ضرایب توزیع ماده خشک از دیر​باز در مدل​های شبیه​سازی گیاهان زراعی به کار گرفته شده است. در اغلب مدل​های گیاهان زراعی مربوط به دانشگاه واگنینگن از همین روش استفاده شده است (گوادریان و ون لار[۱۲]، ۱۹۹۴).

برخی از محققان مدل​هایی از تقسیم مواد فتوسنتزی را براساس رابطه منبع و مخزن طراحی کردند.

توزیع ماده خشک در نتیجه جریان آسیمیلات​ها از اندام​های منبع به اندام​های مخزن می​باشد(مارسلیس،۱۹۹۶).

مرحله بعد در مدل​سازی گیاهان تعیین بخشی از ماده خشک اختصاص یافته به قسمت​های مختلف گیاه می​باشد که ضریب تقسیم نامیده می​شود. دو روش مهم برای کمّی​سازی توزیع ماده خشک وجود دارد:

در روش اول عملکرد دانه گیاه (Y) بستگی به این دارد که گیاه چه نسبتی از ماده خشک اندوخته خود را به دانه​ها اختصاص دهد. شاخص برداشت مفهومی است که کارایی توزیع ماده خشک به دانه​ها را نشان می​دهد. در تعداد قابل​توجهی از گیاهان زراعی نشان داده شده است که شاخص برداشت در طی دوره​ی مؤثر پر شدن دانه، از زمان افزایش خطی دوره پر شدن دانه (-a/b) تا پایان پر شدن دانه (m)، به صورت خطی با شیب ثابت، (HI/dt) افزایش پیدا می​کند. از این روش به طورگسترده​ای برای توصیف ماده خشک استفاده شده است ( برای مثال مونتیث، ۱۹۷۷؛ سینکلر، ۱۹۸۶؛ سلطانی و همکاران، ۱۹۹۹؛ بیندی[۱۳] و همکاران، ۱۹۹۹؛ رابرتسون[۱۴] و همکاران، ۲۰۰۱؛ سلطانی و گالشی، ۲۰۰۲).

در روش دوم، توزیع ماده خشک بین اندام​های مختلف گیاه با استفاده از ضرایب توزیع ماده خشک توصیف می​شود. در این روش عملکرد گیاه بستگی به ضریب توزیع ماده خشک به دانه​ها و مقدار انتقال مجدد ماده خشک از سایر اندام​ها دارد. انتقال مجدد خود معمولا به صورت تابعی از کسر ماده خشک قابل انتقال به دانه و کل ماده خشک در شروع پر شدن دانه​ها می​باشد. این روش نیز در بسیاری از مدل​های شبیه سازی زراعی به کار گرفته شده است که از این جمله می​توان به ویلکرسون و همکاران (۱۹۸۱) و ونگ و انگل (۲۰۰۲) اشاره کرد.

اثرات تاریخ کاشت:

توانایی پیشگویی دقیق مراحل نمو گیاهان می​تواند در تصمیم گیری​های مدیریتی، برای کشت به موقع و عملیات زراعی برای انطباق مراحل رشد ونمّو بحرانی گیاه جهت رسیدن به حداکثر کارایی مفید باشد (بور[۱۵] و همکاران، ۱۹۸۴). سطح زیرکشت سویا در دهه​های اخیر افزایش زیادی پیدا کرده است، اما اطلاعات کمّی در مورد تأثیر تاریخ کاشت بر اجزای عملکرد سویا وجود دارد (پدرسون[۱۶] و همکاران، ۲۰۰۴). تاریخ کاشت عامل مهمی است که بر طول دوران رشد رویشی و زایشی و توازن بین آن​ها، همچنین سایر عوامل تولید، کیفیت برداشت و در نهایت عملکرد تاثیر می​گذارد (بورد و ستیمی، ۱۹۸۶). انتخاب تاریخ کاشت مناسب یکی از فنون زراعی است که با رعایت آن حداکثر محصول به دست خواهد آمد. از آن​جا که طول مراحل مختلف نمو تابعی از دو عامل اصلی دما و طول روز است، ممکن است تاریخ کاشت را به نحوی تغییر داد که طول مراحل مختلف نمو گیاه با وضعیت دما و طول روز موجود طی فصل رشد انطباق مناسبی یافته و میزان رشد رویشی مطلوبی به دست آید (علی​نقی​زاده، ۲۰۰۸).


جهت دانلود متن کامل تحقیق اثر تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام سویا کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق مفاهیم و تاریخچه عدالت سازمانی و فرهنگ سازمانی  شامل  88 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد مفاهیم و تاریخچه عدالت سازمانی  و فرهنگ سازمانی  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

بخش اول:عدالت سازمانی

۲-۱-۱)مقدمه

عدالت والاترین ارزش انسانی و گوه ری گرانبها در راه تحقق حقوق بشر است. آرمان اصلی انسان ها رسیدن به عدالت است (رامین مهر و همکاران؛ ۱۳۸۸). عدالت به عنوان یک نیاز اساسی برای زندگی جمعی انسان­ها همیشه در طول تاریخ مطرح بوده است. امروزه با توجه به نقش فراگیر و همه جانبه سازمان­ها در زندگی اجتماعی انسانها، نقش عدالت در سازمان­ها بیش از پیش آشکارتر شده است. سازمان­های امروزی در واقع مینیاتوری از جامعه بوده و تحقق عدالت در آن­ها به منزله تحقق عدالت در سطح جامعه است. به همین دلیل امروزه عدالت سازمانی به مانند سایر متغیرهای مهم در رفتار سازمانی از جمله تعهد سازمانی و رضایت شغلی جایگاه خاصی را در متون مدیریت پیدا کرده است. تحقیقات و مطالعات در این حوزه آهنگ رو به رشدی را نشان می­دهد و  حاصل این تحقیقات دستاوردهای جدید در این حوزه بوده است. مع­الوصل مدیران در سازمان­های امروزی نمی­توانند نسبت به این موضع بی­تفاوت باشند ، چرا که عدالت به مانند سایر نیازهای انسانی به عنوان یک نیاز مطرح بوده و هست. چنانچه مدیران سازمان­ها به دنبال پیشرفت و بهبود در سازمان هستند بایستی قادر باشند درک وجود عدالت در سازمانشان را در کارکنان بوجود آورند(Fondacaro,2011)

۲-۱-۲)تعاریف و مفاهیم عدالت سازمانی

عدالت سازمانی در علوم انسانی، فلسفه و نظریه پردازی، واژه مهمی محسوب می­شود. چرا که هر جا انسان و نهادهای انسانی حضور داشته باشند این مفهوم آن جا حضور دارد و چون از مفهوم مجرد برخوردار است هرچه قدر تر کیب نهادهای اجتماعی پیچیده­تر باشد عدالت با غلضت بیشتری آنجا حاضر می­شود(صادقی؛۱۳۹۰) .

افلاطون می گوید عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیز در جای خودش.ارسطو عدالت را به دو دسته عام و خاص تقسیم کرده است . عدالت عام همه فضیلت ها را در بر می گیرد و عدالت خاص یعنی اینکه حق هرکسی را به شایستگی بدهند(رامین مهر و همکاران؛ ۱۳۸۸). عدالت در لغت معادل نظم و ادب است و در فلسفه ” هر چیز در جای خود” معنی کرده­اند. در دیدگاه انسانی عدالت به نام قانون نمودار شده است. زیرا عدالت عبارتست از رفتار مطابق قانون. این تعریف که به نظر ما جامع ترین تعریف عدالت است؛ می­تواند شامل همه­ی پدیده­ها و رفتارهای عادلانه باشد. کلمه معادل عدالت در فرانسه و انگلیسی JUSTICE و در لاتین JUSTITIA است. فرهنگ لغات آگسفورد عدالت را به عنوان حفظ حقوق با اعمال اختیار و قدرت و دفاع از حقوق با تعیین پاداش یا تنبیه توصیف کرده است. اما آنچه در تعاریف این واژه به مقاصد ما نزدیکتر است مفهوم عدالت به معنای برابری و تساوی دادگری و انصاف داوری با راستی و درستی و مفاهیم دیگری از این قبیل است (صادقی؛۱۳۹۰) .

بطور کلی برای عدالت سازمانی  با در نظر گرفتن جنبه­های مختلف آن می­توان تعاریف فراوانی در نظر گرفت. که در اینجا به چند مورد از آن­ها اشاره خواهد شد.

ادراک کارکنان از انصاف و رفتارهای عادلانه شغلی(Shah,2011)

عدالت در سازمان بیانگر برابری و لحاظ رفتار اخلاقی در یک سازمان می باشد(Shah,2011)

مطالعه برابری در کار (رامین مهر و همکاران؛ ۱۳۸۸).

زوقبی و همکاران از نظریه پردازان دیگری هستند که نگرش وضعی به عدالت دارند و تشخیص اکثریت را ملاک  فوق می­دانند و معتقد است که هرچیزی که اکثریت کارکنان آن را عادلانه بنامد عدالت سازمانی است(Zoghbi et al,2012).

از دیدگاه وانگ عدالت سازمانی بر انتظار کارمندان از رفتار عادلانه یک سازمان و عاملین آن دلالت دارد(Wang et al,2012).

عدالت را ادراک افراد از منصفانه یا غیرمنصفانه بودن رفتار سازمان با آن­ها تعریف می­شود (Chenvert et al,2013)

ﻣﻨﻈﻮر ﻋﺪاﻟﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، ﺑﯿﺎن اﺣﺴﺎﺳﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن در ﺑﺮاﺑﺮ رﻓﺘﺎرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ آﻧﺎن ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﯽآﯾﺪ، ﺑﺮوز ﻣﯽدﻫﻨﺪ(Agarwal,2014).

اﺣﺴﺎس ادراک ﺷﺪه ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﯿﻮهایی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ آﻧﺎن رﻓﺘﺎر ﻣﯽﺷﻮد (Abeka – Atinga, 2013)

۲-۱-۳)سیر تکامل و تحول عدالت سازمانی

سازمان­ها جزء لاینفک زندگی انسان­ها است. انسان­ها در سازمان­هایی به ثبت ازدواج می­پردازد، بعد از تشکیل جنین در رحم مادر توسط سازمان­هایی تحت نظر است. غالباً در یک سازمان پزشکی به دنیا می­آید و در سازمان­های دیگری تولد او ثبت می­گردد. بعد از آن توسط سازمان­های متعدد دیگری مراقبت می­گردد؛ آموزش­های لازم را طی می­کند و بالاخره در یک سازمان مشغول به کار می­شود و همزمان با آن­ها با سایر سازمان­ها به صورت مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط است، و بالاخره اینکه با هماهنگی یک سازمان دیگر با مراسم خاص تشییع و به خاک سپرده می­شود. بدین ترتیب مشاهده می­شود که انسان­ها عمر خود را با سازمان­ها سپری می­کنند که این موضوع بیانگر جایگاه و اهمیت سازمان در زندگی انسان است.امروزه با توجه به نقش فراگیر و همه جانبه سازمان­ها در زندگی اجتماعی انسان­ها نقش عدالت در  سازمان­ها بیش از پیش آشکارتر شده است. سازمان­های امروزی در واقع مینیاتوری از جامعه بوده و تحقق عدالت در آن­ها به منزله تحقق عدالت در سطح جامعه است. به همین دلیل امروزه عدالت سازمانی به مانند سایر متغیرهای مهم در رفتار سازمانی، منجمله تعهد سازمانی و رضایت شغلی جایگاه خاصی را در متون مدیریت پیدا کرده کرده است. تحقیقات . مطالعات در این حوزه آهنگ رو به رشدی را نشان می­دهد و حاصل این تحقیقات دستاوردهای جدید در این حوزه بوده است. مع الوصف مدیران در سازمان­های امروزی نمی­توانند نسبت به این موضوع بی تفاوت باشند، چرا که عدالت به مانند سایر نیازهای انسانی به عنوان یک نیاز مطرح بوده و هست. چنانکه مدیران سازمان­ها به دنبال پیشرفت و بهبود در سازمان هستند، بایستی قادر باشند درک وجود عدالت در سازمانشان را در کارکنان بوجود آورند(طالب­زاده؛۱۳۹۰).

مطالعات اولیه در مورد عدالت به اوایل دهه ۱۹۶۰ و کارهای جی استیسی آدامز بر می­گردد.با این وجود اکثر مطالعات در مورد عدالت در سازمان­ها از سال اهمیت ۱۹۹۰ شروع شدند. طبق یک گزارش از منابع منتشر شده در این زمینه بیش از ۱۰۰ تحقیق بنیادی متمرکز و تقریباً ۴۰۰ تحقیق کاربردی در مباحث عدالت و انصاف در سازمان­ها تا سال ۲۰۰۱ ثبت شده است.در یک مسیر در این تحقیقات به دنبال تعیین منابع یا کانون عدالت بوده­اند؛ به این معنی که چه چیزی را یا چه کسی را کارکنان عامل بی عدالتی در سازمان می­دانند.اما در حوزه سازمان و مدیریت مطالعات و تحقیقات اولیه در مورد عدالت به اوایل دهه ۱۹۶۰ و کارهای جی استیسی آدامز بر می­گردد. با این وجود اهمیت این موضوع برای محققان مدیریت از سال ۱۹۹۰ روشن می­شود به طوری که مقالات ارائه شده در این حوزه طی این سال­ها روند رو به رشدی را داشته است. واژه عدالت سازمانی توسط گرینبرگ[۱] ‌در سال ۱۹۸۷ مطرح شد به نظر گرینبرگ عدالت سازمانی با ادراک کارکنان از انصاف کاری در سازمان مرتبط است. در واقع این اصطلاح را برای تشریح و تفسیر نقش انصاف در محیط کاری به کار می­برد.به بیانی دیگر این نظریه احساس افراد را درباره منصفانه بودن نحوه رفتار با خودشان و دیگران طبقه بندی و تشریح می­کند.احساسی که برای اثربخشی عملکرد سازمان­ها و رضایت افراد در سازمان­ها ضرورت دارد. کروپانزانو[۲] عدالت سازمانی را به مثابه یک جستار روان­شناتی که روی ادراک از انصاف در محیط کاری تأکید دارد در نظر می­گیرد.


جهت دانلود متن کامل تحقیق مفاهیم و تاریخچه عدالت سازمانی  و فرهنگ سازمانی کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق برند و ویژگیهای برند و تصویر ذهنی از برند  شامل  37 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  برند و ویژگیهای برند و تصویر ذهنی از برند  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

) مقدمه

واقعیت این است که بیشتر داشته های ارزشمند بسیاری از شرکتها، دارایی مشهود آنها (مانند تجهیزات، زمین، ساختمان و…) نیست؛ بلکه داراییهای نامشهود (توانمندیهای مدیریتی، بازاریابی، تخصصهای مالی و عملیاتی و از همه مهمتر «برند» آنها است که میتواند ارزش آفرین باشد. ارزش ویژه برند بهعنوان معیاری برای سنجش قدرت برندها پیشنهاد شده، که طی دهه های گذشته شکل گرفته و تکامل یافته است (اسداله و همکاران، ۱۳۹۰).

در سالهای اخیر بسیاری از شرکتها به این باور رسیده اند که یکی از با ارزشترین دارایی آنها برندهای محصولات و خدمات آنها میباشد (Kotler, 2006). در دنیای پیچیده و پرچالش امروز همۀ افراد چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان یک مدیر کسب وکار، با گزینه های روزافزون و تلاش برای کاهش زمان تصمیم‎گیری و انتخاب مواجه هستند. بر این اساس توانمندی برندها در ساده سازی تصمیم گیری مشتریها، کاهش ریسک و تعریف انتظارات آنها بسیار ارزشمند است. یکی از وظایف مدیریت ارشد هر سازمان ایجاد برندهای قدرتمندی است که ضمن عمل به وعده ها و  تعهدات، قدرت توانمندیهای خود را در طول زمان ارتقاء دهند. با ایجاد تمایزات اداراکی میان محصولات از طریق برندسازی و افزایش مشتریهای وفادار، بازاریابان ارزشی فراتر از سودآوری مالی برای سازمان ایجاد می‎کنند.

۲-۲) برند

به عقیده فیلیپ کاتلر برند را می توان به عنوان نام، عبارت، علامت، نماد، سرح و یا ترکیبی از آنها در نظر گرفت که در راستای تعریف ومتمایزشدن کالاها و خدمات یک فروشنده از سایر فروشنده ها که سبب تمیز آنها از سایر رقبا می شود تعریف کرد (Kotler, 1991). در فارسی معادلهای متعددی مانند: برند، نام و نشان تجاری، مارک، شناسه و نمانام  (واژه مموب فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی) دارد. برند برای مشتری و تولید کننده منافعی در بر دارد. از جمله مزایای برند برای مشتریان عبارت اند از:

. کاهش ریسک درک شده توسط مشتری؛

نشان دادن من مطلوب و

کاهش جستجو برای یافتن کالای مطلوب.

در واقع چنانکه پیداست یکی از مiمترین مزایای برند کاهش ریسک درک شده از سوی مشتری است. وجود برند، ریسک درک شده مشتری را هنگام خرید خدمات کاهش می دهد (Bharadwaj et al, 1993). ازجمله مزایای برند برای شرکت عبارت اند از:

افزایش وفاداری مشتری؛

افزایش سودآوری؛

جلوگیری از ورود رقبای جدید؛

کاهش آسیب پذیری در مقابل رقبا و

کاهش هزینه های تبلیغات (عزیزی و همکاران، ۱۳۹۰).

نام و نشان تجاری، یک تعهد ایجاد شده بوسیله یک شرکت است تا بوسیله آن ازمشتریانش حمایت کند (Rowley, 2004). به عبارت دیگر، نام و نشان تجاری، نشانه هایی از هسته محصول به مشتری می­دهد و از مشتری و تولید کننده در برابر رقبایی که تلاش دارند محصولاتی مشابه آنها تولید کنند محافظت می کند. از منظر مشتری، نام و نشان تجاری می تواند بعنوان مجموعه ای از تجربیاتش تعریف شود که آن تجربیات در تمامی نقاط ارتباطی فرآورده یا شرکت با مشتری ساخته می شوند (Ghodeswar, 2008).

برند، یکی از ابزارهای ارتباطی مهم در مجموعه مدیریت ارتباط با مشتری محسوب می گردد و به دودلیل برای مشتریان ارزشمند است: اول اینکه ریسک مصرف کننده را کاهش می دهد و دوم در هزینه های تصمیم گیری صرفه جویی می نماید. همچنین برند یکی از علائم موثر در بازار می باشد که شرکت بدلیل عدم تقارن (ناموزونی) اطلاعات در بازار آن را به کار می برد. عدم تقارن اطلاعات در میان مشتریان خدمات نیز ممکن است وجود داشته باشد. و مشتری را در معرض ضرر و زیان قرار می دهد. از اینرو شرکت برای جلوگیری از عدم اطمینان مشتری، خواسته های او را برآورده نموده و به تعهداتی که به مشتری در رابطه با خدماتش داده بود عمل می نماید. اگر مشتریان از یک برند مایوس و ناامید شوند، تمام سرمایه گذاری های شرکت و سودهای آینده آن در معرض خطر قرار می گیرند. پس برند همانند یک اهرم عمل کرده و شرکت را تشویق می نماید تا به طور مناسب به تعهداتش عمل نماید (Sweeny and Swait, 2008).

یک برند موقعی دارای قدرت است که بتواند رفتار مصرف کنندگانی که به آن برند می نگرند را تحت تأثیر قرار داده و به شکل عادی ترجیحات، گرایشات و رفتار خرید برای آن برند را تکراری و روزمره نماید. امروزه برند جزء مهم و لاینفک در استراتژی بازاریابی است (Motameni & Shahrokhi, 1998). و بازاریابی برندها در قلب  تجارت قرار دارد و بسیاری از بهترین شرکت های معروف جهان در حول برند خود ساختاربندی می شوند (Baker, Hunt, & Scribner,, 2002). ارزش نهفته در یک برند اغلب مربوط به ذهنیت و برداشت ویژه از یک مضمون کاربردی ۱ می باشد که مشتری را جذب می نماید، مثلاً جلوگیری از حمله قلبی می تواند  دلیلی برای خریدن یک دارو باشد (Aaker,, 1991). ذهنیت از برند، مجموعه ای از برداشتهای برند است که به گونه معناداری در ذهن مصرف کننده سازماندهی شده اند (Dean,, 2004). و برداشت برند هر چیز دوست داشتنی از یک برند که در شکل گیری ذهنیت از آن برن   کمک می کند (James,2005).  و یا هر آنچه که از یک برند در ذهن تداعی می شود (Low & Lamb,2000).

برداشت های برند از این جهت که چگونه نیاز مشتری را برآورده می سازند، هم مفهوم را می رسانند و هم معنی محصول ر ا. در حقیقت، یک ویژگی متمایز بازاریابی مدرن، تمرکز آن روی ایجاد برداشت های متمایز از یک برند با تأکید بر پایه های اختلاف و تمایز آن، در بازار می باشد. بنابراین یکی از مفاهیمی که بتوان از طریق آن در بازاریابی مدرن موفق عمل کرد و بین برند شرکت و رقبا تمایز ایجاد نمود، تمرکز بر قدرت اجتماعی برند به عنوان ذهنیت و برداشتی که مشتریان در فرآیند تصمیم به خرید می توانند د ر مورد ویژگی‎های آن برند داشته باشند، می باشد. قدرت مکرراً به عنوان مفهومی مرکزی برای درک ماهیت انسانی به طور کلی مورد بررسی قرار گرفته است. بیرستد[۱] (۱۹۵۰)، فرنچ[۲] (۱۹۵۶)، فرنچ و راوان[۳] (۱۹۵۹)، از جمله محققانی بودند از جمله محققانی که به تاثیر قدرت اجتماعی برند بر درک برداشتهای برند تاکید داشته‎اند همچنین بوش[۴] (۱۹۸۰)، گاسکی[۵]، (۱۹۸۴)، مکنزی و زایچوکوسکی[۶](۱۹۸۱) نیز در پژوهشهایشان تاثیر قدرت اجتماعی برند بر درک رفتار خریدار به طور خاص را مورد تائید قرار دادند (حیدر زاده و همکاران، ۱۳۸۹).

 ۲-۳) ارزش برند

ارزش برند از دو منظر بازاریابی و مالی قابل بررسی است. براساس اولین تعریفی که فارکوهار[۷] از ارزش ویژه برند ارائه کرده، عبارت است از اینکه ارزش افزوده ای که یک نام تجاری به یک محصول می دهد (Aaker, 1992; Keller, 2005).


جهت دانلود متن کامل تحقیق برند و ویژگیهای برند و تصویر ذهنی از برند کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق تعاریف، پیشینه و درآمدی بر ارکان کلاهبرداری در ایران و عراق  شامل  56 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   تعاریف، پیشینه و درآمدی بر ارکان کلاهبرداری در ایران و عراق  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مبحث نخست : واژه شناسی و درآمدی بر تفکیک کلاهبرداری از مفاهیم مشابه

در این مبحث که دارای دو گفتار می باشد در گفتار نخست به واژه شناسی و تبیین مفاهیم اساسی مانند کلاهبرداری ، مانور ، ضرر مورد بحث و بررسی قرار می گیرد ؛ در گفتار دوم به تفکیک بزه کلاهبرداری از جرایم مشابه مانند : تفکیک کلاهبرداری از سرقت و تفکیک کلاهبرداری از خیانت در امانت و …  .

 گفتار نخست : واژه شناسی

الف – کلاهبرداری:

برای هر جرمی علاوه بر ملاک و مبنای وضع ، تعریفی وجود دارد . برخی از جرائم دارای تعریف قانونی و برخی دارای تعریفی حقوقی هستند . البته کلاهبرداری از جمله جرائمی است که قانون گذار برای آن تعریف جامع و مانعی ارائه نداده است بلکه به ذکر برخی از ویژگی ها و مصادیق مورد نظر این جرم پرداخته است و با افزودن جمله سایر وسایل تقلبی دیگر در قانون ، ماهیت حقوقی کلاهبرداری را مشخص نموده است . در نتیجه برای بدست آوردن تعریفی روشن و دقیق از کلاهبرداری ابتدا به بیان تعاریف لغوی کلاهبرداری پرداخته و سپس تعاریف اصطلاحی و حقوقی کلاهبرداری را بیان می داریم .

کلاهبرداری واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء «کلاه» و «برداری» می باشد که معادل فرانسوی آن (Escroqucrie) [1] و معادل عربی آن « الاحتیال» یا « النصب» می باشد . [۲] آقای دکتر حسین میر محمد صادقی نویسنده واژنامه حقوق اسلامی واژه کلاهبرداری را با عبارت swindling : fraud و کلاهبردار را با عبارت swindling منعکس نموده است . [۳]  در متون فقهی از کلاهبرداری تحت عنوان احتیال و از کلاهبردار تحت عنوان محتال نام برده شده و محتال به کسی گفته می شود که مال دیگران را با حیله و تقلب ببرد . مانند آنکه شخص دروغی درست کند و بدین وسیله مال دیگران را ببرد پس مشمول عنوان کلی تعزیر می گردد و برای وی مجازات تعزیری تعیین شده است . شیخ طوسی در کتاب «نهایه» اظهار می دارد : «آنکس که در مال مردم با مکر و خدعه و نوشته های مزورانه و گواهی های دروغ و نامه های کذب و نظایر آنها ، حیله و فریب روا دارد ، بروی تادیب و تنبیه واجب آید و باید آنچه را که گرفته است بطور کامل بازپس دهد و سزاوار است که حاکم عقوبت وی را آشکار سازد تا دیگران عبرت گرفته و در آینده گرد این گونه اعمال نگردند »[۴] البته اگر بخواهیم کلاهبرداری را با احتیال مقایسه کنیم میتوان بیان داشت محتال کسی است که با توسل به حیله و نیرنگ موجب اغفال مجنی علیه شده و نتیجتاً وی با خاطری آسوده و با دستان خویش مال را در اختیار محتال قرار می دهد و از سویی دیگر کلاهبردار کسی است که با توسل به وسایل متقلبانه و با دروغ پردازی و مانورهای متقلبانه اعتماد دیگران را به خود جلب نموده و آنان را اغفال و در نتیجه مال آنان را تحصیل و می برد .

در حقوق رم جرائم سرقت ، خیانت در امانت و  کلاهبرداری از یکدیگر تفکیک نشده و fwtum  شامل هر سه جرم میگردیده است. [۵] در نظام حقوقی کامن لا بیشتر از عبارت جرائم متضمن فریب استفاده می شود که شامل جرائم متعددی از جمله کلاهبرداری و سرقت است . [۶] در زبان فارسی کلاهبرداری یعنی بدست آوردن چیزی از کسی از طریق خدعه و فریب و  نیرنگ. [۷]

در فرهنگ معین هم کلاهبرداری به معنای به فریب مال و پول دیگران را گرفتن و حقه بازی[۸] آمده است . قانونگذار بزه کلاهبرداری را تعریف ننموده بلکه از شیوه ای استفاده کرده که عبارت است از ذکر برخی از مصادیق جرم کلاهبرداری و با توجه به همین مصادیق حقوق دانان و اساتید حقوق ایران با توجه به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۵/۹/۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام و تبصره های آن تعاریفی از کلاهبرداری ارائه داده اند که در ذیل آنها را بیان می داریم .

«کلاهبرداری » بردن مال غیر با توسل به وسایل متقلبانه است »[۹]

« کلاهبرداری عبارت است از بردن مال دیگری از طریق توسل توام با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه» [۱۰]

«کلاهبرداری عبارت است از تحصیل مال دیگری با توسل به وسایل متقلبانه»[۱۱]

« کلاهبرداری عبارت است از تحصیل یا بردن وجه یا مال دیگری با توسل به هر نوع وسایل متقلبانه دست و مراد از متقلبانه بودن وسیله نیز عبارت از هر نوع عملیات برخلاف واقع است که مرتکب برای فریب دادن دیگری به آنها متوسل می شود و با اغفال دیگری ، وجه ، مال را تحصیل می کند و میبرد » [۱۲]

«کلاهبرداری ، استعمال اسم یا عنوان ساختگی به منظور متقاعد ساختن طرف به تاسیسات مجعول و اقتدارات و اعتبارات موهوم و امیدوار کردن به وقایع موهوم یا بیم دادن از امور موهوم تا به این ترتیب مال یا سند اوراق بهادار و قولنامه از طرف بگیرند و ضرر به او برسانند . » [۱۳]

«کلاهبردار کسی است که با انجام اعمال متقلبانه جلب اعتماد دیگران را فراهم ساخته و برحسب اعتماد حاصله موجب اغفال طرف شده و از این راه مال دیگری را تحصیل و میبرد »[۱۴]

البته در انجام اعمال متقلبانه موضوع کلاهبرداری مساله فریب و اغفال مجنی علیه که منتهی به اخذ مال و نهایتاً بردن مال مجنی علیه توسط کلاهبردار می شود باید تحقق یابد  تا عمل ارتکابی عنوان کلاهبرداری یابد . در واقع باید بیان داشت که عناصر اساسی جرم کلاهبرداری ، فریب و تقلب از سوی مرتکب و در نتیجه اغفال مجنی علیه ، استیلا بر مال غیر و سوء نیت است که در سخن اکثر حقوق دانان و اساتید حقوق مطرح شده است و دکتر حبیب زاده هم در تعریفی کوتاه و در عین حال مختصر از کلاهبرداری این چنین بیان کرده اند که در تعریف کلاهبرداری باید بگوییم «تحصیل متقلبانه مال غیر است » [۱۵] منظور از تحصیل عمل کلاهبردار است و منظور از متقلبانه بودن رفتار مرتکب می باشد که برخلاف واقع می باشد و همچنین قصد مرتکب که عمل ارتکابی را از روی عمد و با آگاهی کامل انجام داده است .

اما تعریفی را که بر اساس ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری در حال حاضر عنصر قانونی جرم کلاهبرداری را در ایران تشکیل می دهد اشعار می دارد : « هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت ها یا تجارت خانه ها یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیشآمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصاحساب و امثال آنها را تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا ۷ سال به پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود .»

با توجه به تعاریفی که از کلاهبرداری ارائه شد و با توجه به مفاد ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ساده ترین تعریفی که میتوان از کلاهبرداری در مفهوم حقوقی آن ارائه داد بدین صورت قابل ارائه می باشد ؛ کلاهبرداری تحصیل مال غیر با توسل به وسیله متقلبانه می باشد .

این تعریف دارای خصوصیاتی می باشد که به آنها اشاره می نماییم .

اولین خصوصیت این تعریف در این است که با اصل قانونی بودن جرائم و مجازت ها سازگار است زیرا واژه هایی که در این تعریف بکار رفته است تماماً عین یا مترادف با همان واژه هایی است که توسط قانونگذار در ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری بعنوان رکن قانون بزه کلاهبرداری بکار رفته است . در ضمن این تعریف منحصراً بر همان مفاهیم و مصادیقی دلالت می نماید که ماده قانونی مذکور ناظر بر آن است ، در نتیجه از این حیث مانع ورود مصادیق مشابه دیگر می باشد و همانطور که بیان شد چون تمامی مصادیق ماده موصوف را شامل می شود می توان چنین گفت : که این تعریف ، تعریف جامع و مانع می باشد . دومین خصوصیت این تعریف این است که واژه های بکار رفته در تعریف مذکور واژه هایی است اصیل و در عین حال در حداقل بکار رفته مفهوم لازم می باشند و از این دیدگاه باید گفت که تعریفی منجز و منحصر بوده و دارای واژه های اضافه و زائد نمی باشد ، بلکه فقط متشکل از عناصر اختصاصی تشکیل کلاهبرداری می باشد .


جهت دانلود متن کامل  تحقیق تعاریف و پیشینه و درآمدی بر ارکان کلاهبرداری در ایران و عراق کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و ترکیه   شامل  79 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و ترکیه  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

اول: بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و ترکیه

۱-۱- بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و ترکیه

بزهکاری اطفال و نوجوانان از دیرباز یکی از مهمترین دغدغه های جوامع بشری بوده است و به ویژه اینکه اگر جرایم از طرف اطفال و نوجوانان ارتکاب یابد یکی از مهمترین مسائل در نظام قانونگذاری کشور می باشد.

۱-۱-۱- بزه و بزهکار

بزه یا بزهکاری یک پدیده اجتماعی است که در محیط‌های مختلف به شکل‌های متفاوتی مشاهده می‌شود. شکستن نظم اجتماعی و انحراف از هنجارهای جامعه را بزهکاری تعریف کرده‌اند. از دیدگاه روانکاوی بزهکار کسی است که نیروهای غریزی در وجود او به خوبی اداره نشده است و ذهن آگاه فرد به خوبی بر نیروهای غریزی نظارت ندارد. بنابراین چنانچه ذهن آگاه نتواند راهی برای خروج نیروهای غریزی پیدا کند که مورد قبول جامعه باشد، فرد دست به رفتارهایی بر خلاف هنجارهای اجتماعی می‌زند و یا میان دو دسته از فشارهای درونی و بیرونی قرار می‌گیرد و دچار بزهکاری می‌شود.

تعریف بزه و رفتار بزهکارانه در هر جامعه‌ای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می‌شود. باید اذعان داشت که قرن‌هاست رفتارهای قتل، دزدی، تخریب، نزاع، کلاهبرداری، تجاوز، آتش افروزی و… به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است و همه جوامع برای آن تعریف مشخصی دارند. تنها تفاوت مشهود، نوع و میزان تنبیهی است که بر اساس قوانین حقوقی آن جامعه تعیین می‌شود. البته بزه را بر اساس ارزش‌ها و تعیین ارزش‌ها یا بر حسب زمان و مکان تعریف می‌شود. با رویکردهای مختلف به موضوع بزهکاری و تعریف حقوق معلوم می‌گردد که بزه از دیدگاه حقوقی، جامعه شناسی و جرم شناسی متفاوت است. « تراویس هیر شی» معتقد است بزهکاری وقتی اتفاق می‌افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شوند یا به طور کلی از بین بروند. این قیود را تحت چهار مفهوم به طور خلاصه بیان خواهیم نمود.

۱- وابستگی: در حقیقت یک نوع قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی می‌کند، این وابستگی را « هیرشی» همپایه وجدان اخلاقی و یا من برتر می‌داند.

۲- تعهد: تعهد همپایه عقل سلیم یا خود است.

۳- درگیر بودن: میزان مشغولیت فرد در فعالیت‌های مختلف است که باعث می‌شود او وقت برای انجام کار خلاف نداشته باشد.

۴- باورها: میزان اعتباری که فرد برای هنجارهای قراردادی اجتماع قائل است.

۱-۱-۲- اقسام بزهکاری:

بزهکاران را از لحاظ مطالعات اجتماعی و از نظر عرف و قانون بر حسب نوع کاری که انجام می‌دهند، می‌توان به سه گونه زیر تقسیم کرد:

۱- بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه که زندگی عادی بر اساس فرهنگ و قانون برای خود انتخاب کرده‌اند. مثل کشتن آنها به عمد و یا غیر عمد، تهدید آنها به ضرب و حمله و تجاوز به عنف که تمام این اعمال از لحاظ قانونی، عرف و فرهنگ جامعه‌پذیر نمی‌باشند و کسی که مرتکب چنین اعمالی گردد، بزهکار یا مجرم خوانده می‌شود.

۲- بر علیه دارایی و مالکیت دیگران، مانند ورود به خانه کسی به قصد دزدی و بردن اموال منقول قیمتی، جعل اسناد و مدارک مربوط به مالکیت، دزدی اتومبیل و یا غارت کردن اموال دیگران. کسانی که مرتکب چنین اعمالی شوند مجرم یا بزهکار نامیده می‌شوند.

۳- بزهکاری بر علیه نظم عمومی و سلامت افراد جامعه مانند ارتکاب جرایمی از قبیل فحشا که نظام اجتماعی خانواده‌ها را بر هم می‌زند و یا به عدم تشکیل خانواده منجر می‌گردد. یا مبادرت به قمار بازی کردن که حقوق دیگران را به مخاطره می‌اندازد و یا استعمال مواد مخدر که به نابودی نیروی انسانی سازنده اجتماع کمک می‌کند.

 ۱-۱-۳- عوامل موثر بر وقوع بزه:

بی‌شک یکی از عوامل مهم در وقوع بزه محیط‌هایی است که بزهکار با آنها سرو کار دارد. وی تحت تاثیر این محیط‌ها است که شخصیتش شکل می‌گیرد. در این بخش به بررسی مختصر و تاثیر محیط‌های فرهنگی، طبیعی و اقتصادی می‌پردازیم:

۱-۱-۳-۱- محیط فرهنگی:

منظور از محیط فرهنگی در جرم‌شناسی کلیه جنبه‌های فرهنگی هر اجتماع اعم از آداب، رسوم، اخلاقیات، اعتقادات و نیز موسسات مربوط به تعلیم و تربیت و کلیه امور مربوط به آنهاست که به نحوی از انحاء شخصیت اطفال و نوجوانان را تحت تاثیر قرار داده و عامل موثری در میزان بزهکاری آنان محسوب می‌شود.

۱-۱-۳-۲- محیط طبیعی

منظور از محیط طبیعی، محیط خارجی‌ای است که انسان در آن زندگی می‌کند و می‌تواند به نحوی در بزهکاری افراد موثر واقع شود. این عامل برای اولین بار مورد توجه « بقراط » قرار گرفت. این دانشمند به پزشکان توصیه نموده بود که قبلا در وضع اقلیمی،‌ فصول و باد و هوا بررسی کنند. « ساترلند» نیز بحث مشابهی در این زمینه نموده می‌نویسد: قرن‌هاست بعضی از مکاتب کوشش کرده‌اند عوامل طبیعی رفتار مجرمانه را کشف و ارائه نمایند نتایج تحقیقات آنان حاکی است که آمار جرایم علیه اموال در ماه‌های زمستان بیش از فصول دیگر نشان می‌دهد و جرایم علیه اشخاص بیشتر در ماه‌های تابستان اتفاق می‌افتد. این عقاید در مورد بزهکاری اطفال و نوجوانان پذیرفته نیست چرا که جرایم بر ضد اموال بالاخص سرقت که رقم بزرگ بزهکاری را تشکیل می‌دهد ممکن است در کلیه فصول سال متفاوت باشد. مثلا جرایم جنسی بیشتر در اواخر بهار و اوایل تابستان- خاتمه امتحانات و شروع تعطیلات- و جرایم بر ضد اشخاص با تشکیل باند در تابستان بیشتر از فصول دیگر ارتکاب می‌یابد.

۱-۱-۳-۳- محیط اقتصادی

عامل دیگری که ممکن است در بزهکاری اطفال و نوجوانان موثر واقع شود، عامل اقتصادی است که جرم‌شناسان توجه خاصی بدان مبذول داشتند و در اکثر نوشته‌ها از این عامل مطالبی به رشته تحریر در آورده‌اند. بنابراین جرم‌شناسان در اصل موضوع که عامل اقتصادی در بزهکاری موثر است اتفاق نظر داشته و اگر اختلافی در پاره‌ای موارد به چشم می‌خورد از نحوه تاثیر جنبه‌های مختلف این عامل قوی است. بدین صورت که گروهی تضاد طبقاتی و عدم توزیع عادلانه ثروت و دسته‌ای فقر و درماندگی وتهیدستی و برخی تمایل به ثروتمند شدن و تجمل پرستی و همچنین گروهی، بیکاری و قرض و نیز عده‌ای نداشتن توانایی لازم را برای برآوردن احتیاجات زندگی و بعضی نیز ترس از کسر شدن اموال و یا آنچه را که دارند و بالاخره عده‌ای حرص و طمع و گروهی بحران‌های اقتصادی و تورم و رشد و توسعه صنعت و نوسانات قیمت‌ها و نیز دسته‌ای گرسنگی و قحطی را مبنای بزهکاری دانسته ومعتقدند که این عوامل در بروز جرایم مختلف بویژه جرایم مالی تاثیر غیرقابل انکاری دارد.

 ۱-۱-۴- تعریف طفل بزهکار

طفل یا کودک: کودک از دیدگاه علوم مختلف از جمله روانشناسی، زیست شناسی، جامعه شناسی و حقوق مورد بررسی قرار گرفته است و هر یک از دانشمندان از دید خود کودک و کودکی را تبیین نموده اند. بطور کلی کودک در لغت عبارتست از هر پسر و دختری که به نضج و رشد نرسیده باشد. دوران کودکی از دوران بارداری شروع و تا بلوغ ادامه دارد.( نجفی ابرند آبادی، علی حسین و حمید هاشم بیگی ،۱۳۷۷، ص۱۱) در اصطلاح حقوقی طفل یا صغیر به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. از دیدگاه فقهی صغیر« کسی است که به سن بلوغ نرسیده باشد.»( جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ۱۳۷۲،ص۶-۷)


جهت دانلود متن کامل تحقیق بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و ترکیه کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق حقوق حاکم بر شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری خارجی و بین المللی در ایران  شامل  54 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد حقوق حاکم بر شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری خارجی و بین المللی در ایران  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

در اجرای رای داوری در ایران، با دو قانون اصلی «قانون داوری تجاری بین المللی ایران» و «کنوانسیون ۱۹۵۸ نیویورک» مواجه هستیم. در این مقاله قبل از آشنایی با تاریخچه و شکل گیری هر کدام از این قوانین، ضروری است تا از مفاهیم اولیه در ورودی هر بحث تعاریف و توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع ارائه شود.

بخش اول- مفاهیم و معیار تشخیص آرای داخلی و آرای خارجی

باعنایت به اینکه قوانین حاکم، تمامی شرایط و موانع در رسیدگی و اجرای آرای داوری در حیطه داخلی و خارجی با هم متفاوت هستند، در این بخش به مفاهیم آرای داخلی و خارجی و معیار تشخیص آن ها می­پردازیم.

گفتار اول- مفهوم آرای داخلی و خارجی

تشخیص آرای داخلی و خارجی داوری یکی از امور بسیار مهم در روند کار اجرای آرای داوری به شمار می­رود. اهمیت آن به این جهت بسیار پررنگ است که این امر دارای فوائد و آثار عملی زیادی است؛

۱- وقتی صحبت از اجرای رای می­شود، به تبع با قوانین اجرایی خاص کشورها مواجه می­شویم، و به طور معمول اکثر کشورها برای آرای داخلی صادره قوانین خاصی پیش­بینی کرده­اند. این قوانین نسبتاً سخت­گیرانه و گستره­ی نظارتی وسیع­تری به نسبت قوانین اجرای آرای خارجی دارند. قوانین داخلی کشورها در بحث مسایل شکلی و مسایل ماهوی گاهی خواستار حداکثر سخت گیری شده­اند و قوانین را بصورت آمره بیان کرده­اند. (mayer, 1992,  ۴۹۸)

۲-اساساً تولد اسناد بین­المللی، به ویژه اسنادی که خاص امور اجرایی است سعی در اجرای آسان­تر آرا داشته­اند. زیرا اجرای رأی داخلی از هر جهت تابع قوانین ملی هستند و روابط بین المللی که دست­خوش فرهنگ­ها و ملل گوناگون است برای تداوم و گسترش نیاز به حمایت و قوانین سهل­تری دارند تا روابط داخلی کشورها. از این رو این اسناد قلمرو اعمال خود را منحصر به آرای داوری خارجی کرده­اند. از جمله کنواسیون نیویورک ۱۹۵۸ در ماده­ی یک، کنوانسیون ژنو ۱۹۲۷ در ماده­ی یک و قانون نمونه آنسیترال در ماده­ی یک قسمت ب، به آن اشاره دارد. (cheng, 1990, 745)

۳- نکته­ی مهم دیگری، که موجب تمایز این دو دسته آرا از هم می­شود، عدم امکان طرح دعوا یا ابطال آرا خارجی بر خلاف آرا داخلی است. قاضی رسیدگی­کننده به درخواست ابطال رای، اگر اعتراض را وارد دانست باید حکم به بی­اعتباری ر­أی داور بدهد و نمی­تواند وارد رسیدگی شود و رأی ماهوی صادر کند. رسیدگی به دعوای ابطال رأی در صلاحیت دادگاه­های کشوری است که رأی در آنجا صادر شده است.     (van den, 1986, 199)

قاضی رسیدگی­کننده­ی به اعتراض در مقام تجدیدنظر نسبت به رای داوری نیست. بنابراین قاضی می­تواند فقط رای داوری خارجی را اجرا کند یا از اجرای آن خودداری ورزد. این خصوصیت یکی از مهم­ترین ویژگی­های اجرای حکم داوری است.

گفتار دوم- معیار تشخیص رای داخلی از خارجی

همانطور که در گفتار قبلی اشاره شد، برای اجرای هر رأی داوری قبل از هر چیز باید قانون حاکم بر اجرای آن رأی را بیابیم و این امر محقق نمی­شود مگر با در نظر گرفتن ملاک­های خارجی یا داخلی بودن یک رأی؛ قانون داوری هر کشوری ملاک تمیز رأی داخلی از خارجی است. در فرضی که همه ی عناصر یک رأی داوری تحت حاکمیت سیاسی یک کشور باشد، تشخیص داخلی بودن آن بسیار ساده است. اما در فرضی که همه­ی عوامل یک رأی مربوط به یک حاکمیت سیاسی و صلاحیت قضایی نیست تعیین تابعیت رأی کار آسانی نخواهد بود. عواملی از قبیل: محل برگزاری داوری، تابعیت طرفین دعوا و در نهایت تعیین قانون حاکم.

دادگاه محل درخواست اجرای رأی در هر کشوری که باشد، در اولین اقدام به قانون مقر خود مراجعه می­کند. در این شرایط برای اجرای آرا داوری در هر کشور و مواجه شدن با قوانین آن­ها با شکل­های متعددی از قوانین و معیارها روبرو خواهیم بود و شاید همین گونه­گونی در راه حل­ها موجب شده است تا کنوانسیون­های بین­المللی متعددی برای یکنواخت­سازی قوانین همه­ی کشورها، ارائه شود. چندین معیار را کنوانسیون­های بین­المللی برای تعیین وصف رأی در نظام­های حقوقی ملی مد نظر قرار داده اند، که مهم­ترین آن­ها را بررسی می کنیم.

۱- معیار جغرافیایی

با بررسی کنوانسیون­ها­ی بین­المللی مختلف، که در نظام­های حقوق ملی پذیرفته شده است به این نکته دست می­یابیم که، معیار جغرافیایی از پذیرش زیادی در میان کشورها برخوردار است. به طور مثال ماده­ی یک کنوانسیون نیویورک که از شناسایی و اجرای رأی در سرزمینی غیر از محل صدور رأی صحبت می­کند. ماده­ی یک کنوانسیون ژنو ۱۹۲۷ و همچنین بند ۴ از ماده ی ۳۱ قانون نمونه آنسیترال. با وجود این مقبولیت، در عمل با این مشکل مواجه می­شویم که تعیین محل صدور رأی به راحتی ممکن نیست. در داوری­ها عوامل زیادی هستند که موضوع معیار جغرافیایی را تحت­الشعاع خود قرار می­دهند و موضوع داوری را به چندین کشور مربوط می­کند. عواملی چون محل اقامت طرفین، داوران و یا حتی برگزاری جلسات داوری در چندین کشور؛ ارسال لوایح به محل سکونت این افراد که ممکن است مکانی غیر از محل داوری باشد و در نهایت محل صدور رأی و امضای یک رأی که بنا به شرایط ممکن است در محل­های مختلفی صورت بگیرد؛ بدین جهت معیار جغرافیایی مورد انتقاداتی قرار گرفته­است و عده­ای این معیار را نارسا و بدون کارایی دانسته اند؛ منتقدین این معیار بر این باورند که این ایده، معیار جغرافیایی، در حد یک فرضیه است و جهات عملی آن بدون کارایی است. در صورتیکه محل صدور رأی یا برگزاری جلسات داوری در کشوری باشد، با در نظر گرفتن معیار جغرافیایی، رای را باید به این کشور منسوب دانست و در صورت اعتراض به رأی و اجرای اجباری یا پژوهش­خواهی این ر­أی را در کشور مزبور باید داخلی تلقی کرد؛ حال آنکه اقامت یا تابعیت طرفین دعوی یا از همه مهمتر موضوع اصلی خود اختلاف ارتباطی با آن کشور ندارد (لالیو، ۱۳۷۱-۱۳۷۲، ۳۲۰؛ جنیدی، ۱۳۷۵، ۴۱)

عد­ه­ای نیز معیار جغرافیایی را با در نظر گرفتن قانون حاکم بر داوری یا صلاحیت دادگاه­های داخلی برای صدور رأی می­سنجند. به این صورت که اگر قانون داخلی یک کشور حاکم بر داوری باشد و یا اینکه علی­رغم صدور رأی در خارج و به موجب قانون خارجی باشد اما رسیدگی به آن دعوا در صلاحیت دادگاه­های یک کشور باشد، باز هم این رأی داخلی محسوب می­شود. به نظر می­رسد در انواع این تفاسیر اصل معیار جغرافیایی کاملاً در حاشیه قرار می­گیرد و نگارنده بر این نظر است که دو معیار قانون حاکم و صلاحیت دادگاه­های داخلی یک کشور استثنایی بر اصل سرزمینی بودن نیست بلکه با وجود تاکید کنوانسیون­های بین­المللی این اصل «معیار جغرافیایی» است که (فرع) استثنای قانون حاکم و صلاحیت داخلی دادگاه­ها قرار می­گیرد. (David, R., 1982, 504)

به نوعی می­توان گفت این نوع تفسیر شاید به دلیل برداشت اشتباه از مفهوم محل داوری است که باید بین مفهوم محل داوری به معنای فیزیکی ومفهوم آن به معنای حقوقی، فرق قائل شد. پیدایش بسیاری از قوانین از عرف و رویه رایج بین مردم است. معیار محل داوری نیز از جمله همین رویه­ی رایج در داوری­ها بوده که در بیشتر اسناد بین­المللی داوری مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین با انتخاب این معیار از سوی مخاطبین این امر، تفسیر غیرعملی و بدون کاربرد بودن این معیار از سوی عده­ای جای تعجب دارد. چرا که در مفهوم حقوقی، این محل به هیچ وجه ضرورتاً همان محل یا محل تشکیل جلسات یا محل سکونت طرفین یا داوران نیست.

بلکه منظور محلی است که در قراردادهای داوری یا صورت جلسات رسیدگی داوری به آن اشاره می­شود و «کمتر در عمل با این مورد مواجه می شویم که محل داوری به طریقی در یکی از اسناد مربوط به صورت جلسات داوری مشخص نشده باشد». (F.a Mann, 1985, 108) انتخاب این محل ،حتی در صورت سکوت طرفین به صورت عرفی و یا با اراده­ی طرفین به عهده­ی نهاد­های داوری و یا خود داوران سپرده می­شود. تعیین این محل، معمولاً همراه با تاریخ صدور رأی و امضای داوران نوشته می­شود. (Van Den, 1981, 201)

محل صدور یا مقر داوری علی­الا صول در رأی داوری ذکر می­شود. با این وجود در صورتی که محل درج شده در رأی با مفاد قرارداد داوری که ناشی از اراده­ی مستقیم طرفین است، منافات داشته باشد، طبیعی است که با توجه به اصل حاکمیت اراده، مفاد اراده­ی طرفین ارجحیت داشته باشد. اختلاف بر سر محل صدور رأی بسیار نادر است. برای نمونه، در ۲۵۸ تصمیم که در سالنامه­ی داوری تا سال ۱۹۸۶ گزارش شده است حتی یک مورد مساله بر سر محل صدور دیده نمی­شود. (جنیدی، ۱۳۷۵، ۴۲)

۲- معیار قانون حاکم

در این معیار نیز دو نظریه وجود دارد به این صورت که عده­ای معتقدند آنچه ملاک تشخیص برای داخلی یا خارجی بودن یک رأی می­شود، قانون حاکم بر آن دادرسی است. برخی نیز به ملاک آیین دادرسی حاکم بر یک رأی داوری معتقد هستند. هر چند این دو مفهوم متفاوت از هم هستند، اما در عمل امکان انتخاب یکی بدون در نظر گرفتن دیگری تقریباً ممکن نیست. مثلاً اگر برای صدور یک رأی قانون آیین­دادرسی یا قانون حاکم بر جلسات داوری، کشور «الف» اعمال شود، حتی اگر محل برگزاری جلسات در کشور «ب» هم باشد باز این رأی تحت تابعیت کشور «الف» قرار می­گیرد. با در نظر گرفتن این معیار، داوری در محل برگزاری خود غیر داخلی تلقی می­شود.

سرچشمه­ی این معیار، توافق (اراده ی صریح ) طرفین است که به آیین­دادرسی یا قانون کشوری غیر محل برگزاری جلسات داوری صلاحیت می­دهد. در ایران هر دو سند بین­المللی پذیرفته شده، قانون داوری تجاری بین­المللی ۱۳۷۶ و کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸، معیار جغرافیایی (ضابطه ی سرزمینی) را مدنظر قرار داده­اند. اما در این میان کنوانسیون اروپایی ۱۹۶۱، کنوانسیون پاناما ۱۹۷۵ و کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸معیار آیین­دادرسی را نیز در کنار معیار جغرافیایی پذیرفته­اند.


جهت دانلود متن کامل تحقیق حقوق حاکم بر شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری خارجی و بین المللی در ایران کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق لزوم بررسی و مصادیق شکنجه علیه زنان   شامل  61 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  لزوم بررسی و مصادیق شکنجه علیه زنان   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

- تعاریف

۲-۱-۱- شکنجه

شکنجه در لغت این­گونه تعریف شده است: « آزار، ایذاء، رنج، هروانه، عقوبت، تعذیب، سیاست.»[۱]

در جای دیگری آمده است: « (اِمص.) آزردن، اذیت کردن. (اِ.) رنج، آزار» [۲]

و هم­چنین «آزار دادن کسی برای تنبیه، گرفتن اقرار، یا واداشتن به انجام کاری.» [۳]

تعریف شکنجه از دیدگاه حقوقی مشخص و جهانشمول است. می­توان کامل‌ترین تعریف از شکنجه را در ماده یک «کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتار و مجازاتهای پست، غیر انسانی و ظالمانه» یافت، که طبق آن: «هر عمل عمدی که بر اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه فردی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او و یا شخص سوم اعمال می­شود، شکنجه نام دارد. همچنین مجازات فردی به عنوان عملی که او یا شخص سوم انجام داده است و یا احتمال می رود که انجام دهد، با تهدید و اجبار و بر مبنای تبعیض از هر نوع و هنگامی­که وارد شدن این درد و رنج و یا به تحریک و ترغیب و یا با رضایت و عدم مخالفت مامور دولتی و یا هر صاحب مقام دیگر، انجام گیرد شکنجه تلقی می­شود. درد و رنجی که بطور ذاتی یا به طور تبعی لازم مجازات قانونی است، شامل این کنوانسیون نمی­شود.»

شکنجه در شرع و قانو این­گونه تفسیر شده است:

«هرگونه اعمال فشار بر شخص و اخذ اظهاراتی برخلاف میل وی و اعم است از فیزیکی و جسمی و روحی و روانی. سلب آزادی شخص در بیان ماوقع را می‌توان شکنجه نامید و اساساً شکنجه به منظور وادار کردن متهم به بیان چیزی که مد نظر شکنجه‌گر است صورت می‌گیرد.»[۴]

به طور کلی با توجه به تعاریف فوق­الذکر می‌توان شکنجه را این­گونه تعریف کرد: « شکنجه انجام هر عملی است تحت فشار و زور بر خلاف میل انسان برای گرفتن اقرار یا اجبار برای همکاری و یا انجام کاری برخلاف میل؛ و این حالتی است که فرد شکنجه‌شده برای زنده ماندن و نجات خود مجبور به رفتاری می‌شود که در شرایط عادی قادر و یا مایل به انجام آن نیست.»[۵]

با تعاریف ذکر شده می­توان گفت تبعید و اخراج از کار به دلایل سیاسی، اجتماعی، جنسیتی و فرهنگی نوعی شکنجه است. تفتیش عقاید و شنود مکالمات تلفنی، ورود به سایت­های شخصی و نیز تجاوز به حقوق شهروندی یک انسان، استرس­زا و مصداقی از عمل شکنجه است. فشارهای سیاسی از جمله عدم امکان حضور در انتخابات، عدم امکان حضور بعضی افراد در مشاغل دولتی، فشارهای اجتماعی در نوع لباس و حضور در اجتماع در زمره شکنجه قرار می‌گیرد.

بنابراین شکنجه رفتاری متضاد آزادی و کرامت انسانی است، فارغ از جنسیت، نژاد و مذهب افراد.[۶] در نتیجه مسائلی از قبیل تبعیض، خشونت و نابرابری جزء لاینفک شکنجه به حساب می‌آیند.

به گزارش خبرگزاری فارس طبق قوانین آمریکا، تعریف شکنجه یعنی «درد و رنج شدید فیزیکی و ذهنی»، با این رویکرد، تعریف شکنجه در قوانین آمریکا مبهم و قابل تفسیر است.[۷]

«اعلامیه حذف خشونت علیه زنان قطعنامه ١٠۴/۴٨ مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصوبه ٢٣ فوریه ١٩٩۴»، ماده ۱ و ۲ را به تعریفی از خشونت علیه زنان اختصاص داده است:

«ماده ۱

در این اعلامیه، عبارت «خشونت علیه زنان» به معنی هر عمل خشونت‌آمیز بر اساس جنس است که به آسیب یا رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر بشود، یا احتمال می رود که منجر شود، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه، اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود.

ماده ۲

تعبیر خشونت علیه زنان باید شامل موارد زیر، اما نه محدود به این موارد، باشد:

(آ) خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده اتفاق می‌افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسی دختربچه­ها در خانه، خشونت مربوط به جهیزیه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و دیگر رسوم عملی که به زنان آسیب می­رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان،

(ب) خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه عمومی اتفاق می‌افتد، از جمله تجاوز، سوءاستفاده جنسی، آزار جنسی و ارعاب در محیط کار، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر، قاچاق زنان و تن فروشی اجباری،
(پ) خشونت جسمی، جنسی و روانی، در هر جایی، که توسط دولت انجام شود یا نادیده گرفته شود.»

۲-۱-۲- کشورهای جهان سوم

جهان‌ سوم (third world) در مقابل جهان اول قرار داشت. جهان اول متشکل از نظام‌های مردم‌سالار پیشرفته‌ی سرمایه‌داری و جهان دوم، متشکل از کشورهای پیشرفته صنعتی کمونیست بود. برای اولین بار «آلفودسووی» اصطلاح جهان سوم را برای طبقه­بندی کشورهایی که از دو بلوک سیاسی ـ نظامی و اقتصادی آن زمان (بلوک شرق و غرب) خارج بودند، مطرح کرد. پس از آن، این اصطلاح برای اکثر کشورهای آسیایی-آفریقایی و آمریکای لاتین که هم دارای ضعف اقتصادی بودند و هم به تازگی پس از جنگ جهانی دوم به استقلال رسیده بودند، کاربرد داشت.

در زمانی­که جنگ سرد بین دو بلوک شرق و غرب حاکم بود، جنبشی علیه کشورهای استعمارگر به پا خاست. رهبران این جنبش عبارت بودند از «جواهر لعل نهرو» از هندوستان، «جمال عبدالناصر» از مصر، «سوکارنو» از اندونزی و رهبران دیگری که هدایت این کشورها را در دست داشتند. اغلب کشورهایی که با این دو بلوک سرستیز داشتند، با هم هماهنگ شدند که هیچ‌کدام به این دو اردوگاه جنگ سرد نپیوندند. این کشورها در بین سال‌های ۱۹۶۰-۱۹۵۰ سعی کردند یک هویت سیاسی مستقل برای خود تعریف کنند که آن‌ها را از دو گروه کشورهای «کاپیتالیست و سوسیالیست» جدا کند.

هدف این کشورها که عنوان «عدم تعهد» را بر خود نهاده بودند، این بود که در برابر دو گروه کشورهای شرق و غرب یک نیروی سوم به‌وجود آورند و عامل هم‌بستگی آن‌ها نیز تلاش در راستای برانداختن استعمار سیاسی و اقتصادی و همکاری با جنبش‌های آزادی‌خواه و استعمارستیز بود. کشورهای عدم تعهد در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ در اندونزی گردهم­ آمدند و بر نکاتی مهم تأکید داشتند از جمله یکپارچگی، حاکمیت و برابری ملت‌ها و نژادها، دخالت نکردن در امر داخلی کشورها و خودداری از پیوستن به پیمان‌های دفاعی گروهی به خاطر همزیستی صلح‌جویانه و ….

لذا این کشورها، با وجود این­که در سازمان ملل دارای بیش‌ترین آراء بودند اما ضعف‌های آنان در زمینه‌ی اقتصاد، سیاست و تکنولوژی و عوامل دیگر باعث شد که کشورهای قدرتمند و استعمارگر هم‌چنان در این کشورها حضوری هر چند غیرمستقیم داشته باشند.[۸]

در تقسیم‌بندی دیگری، رهبران چین کمونیست، تفسیر دیگری از جهان سوم ارائه می‌دهند، طبق نظریه‌ی «سه جهان» مائوتسه دون، امریکا و شوروی جهان اول، ‌ژاپن و کشورهای اروپایی غربی و کانادا جهان دوم و افریقا و امریکای لاتین و بیشتر کشورهای آسیایی، جهان سوم را تشکیل می‌دهند، از نظر مائو و پیروانش، رابطه‌ی این سه جهان رابطه‌ای هرمی و مبتنی بر قدرت بود.[۹]

کشورهای جهان سوم با این­که بیشترین امکانات مادی و انسانی را در اختیار دارند و همین‌طور از منابع عظیم ثروت بهره­مندند، دارای شرایط مناسب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیستند. پایه و زمینه‌ی این مشکلات به سیاست‌های کشورهای استعمارگر و قدرتمند که در طی قرون گذشته در این کشورها به اجرا گذاشتند، برمی‌گردد. به طوری‌ که هر چند در ظاهر این کشورها به استقلال سیاسی دست‌یافته‌اند ولی هنوز به طور غیرمستقیم و نسبی به کشورهای قدرتمند وابسته­اند.

کشورهای جهان سوم با وجود مشابهت‌های فراوان و خصوصیات مشترک، تفاوت‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی زیادی با یکدیگر دارند که این امر ناشی از ویژگی‌های جغرافیایی، منابع مادی و انسانی و فرهنگی و آداب و سنن و ساختار سیاسی، این کشورها می‌باشد و با این وجود یک سری خصوصیات و ویژگی‌های مشترکی دارند که نسبت این ویژگی‌ها در کشورها با یکدیگر فرق می‌کند.

بنابراین، مهم‌ترین مشکل کشورهای جهان سوم را با توجه به ویژگی‌های نسبتاً مشترک میان آن‌ها، می‌توان این عامل دانست که، در تقسیم‌بندی‌های بین‌المللی در داخل خود از یک سیستم متجانس فرهنگی، اقتصادی و سیاسی برخوردار نیستند، نتیجه نبودن این ساخت متجانس، انعطاف‌پذیری آن‌ها به متغیرهای خارجی و تناقضات فراوان در حیطه‌ی فرهنگ و اقتصاد در سیستم داخلی آن‌ها می‌باشد که این عامل به راحتی در کشورهای جهان سوم قابل مشاهده و شناسایی است.[۱۰]


جهت دانلود متن کامل تحقیق لزوم بررسی و مصادیق شکنجه علیه زنان  کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق حمایت کیفری از نظام اقتصادی کشور ایران  شامل  73 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  حمایت کیفری از نظام اقتصادی کشور ایران  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مبحث ۱ ماهیت جرایم اقتصادی و تعریف آن

جرایم اقتصادی معمولاً در بستر یک بنگاه اقتصادی، موسسه یا شرکت رخ می دهد. حقوق کیفری اقتصادی، هم حقوق کیفری تجاری و هم فراتر از آن می باشد. در واقع حقوق کیفری اقتصادی دو رسالت عمده بر عهده دارد: ۱-  حمایت از منافع خصوصی افراد. ۲- مدیریت اداره ی اقتصاد کشور. ( تضمین منافع جمعی و منافع دولت) اگر بخواهیم این دو را از هم تفکیک کنیم حقوق کیفری تجاری منافع خصوصی تجار و شرکت ها را تضمین می کند. در حالی که حقوق کیفری اقتصادی فراتر از منافع یک عده ی خاص است.

اما ماهیت حقوق کیفری اقتصادی بر اثر اینکه نوع نظام ما از جهت اقتصادی لیبرال یا ارشادی باشد متفاوت است. در نظام ارشادی حضور دولت پررنگ است. لذا حقوق کیفری اقتصادی گسترده تر است. ولی، در نظام لیبرال چون حمایت از سرمایه مهم است فی المقدور تخلفات اقتصادی با ضمانت اجراهای صنفی، اداری و غیر کیفری پاسخ داده می شود.

در مورد جرایم اقتصادی یک جامعیت در تعریف و مصادیق آن وجود ندارد. ولی راجع به آیین دادرسی خاص جرایم و مجازاتها اکثر حقوقدانان به یک جمع بندی کلی رسیده اند که ذیل حقوق کیفری اقتصادی قرار می گیرند.

در حقوق داخلی هیچ گونه تعریفی از جرم اقتصادی وجود ندارد و با خلاء قانونی روبرو هستیم. در یک رای دیوان کشور فرانسه جرم اقتصادی چنین تعریف شده است: جرم اقتصادی جرمی است که مربوط به تولید، توزیع و جریان و مصرف کالا و تولیدات می شود.

برای جرایم اقتصادی وجود ۴ عامل ضروری است: ۱- وجود ساختارها و مبناهای اقتصادی سالم: جرم اقتصادی در یک بستر سالم و در قالب قرارداد و روابط اقتصادی و با همکاری نهادهای دولتی یا به صورت مستقل صورت می گیرد. در سازمان های مافیایی که ذاتاً مجرمانه اند جرم اقتصادی نداریم.

۲- کنارگذاری عنصر خشونت. ۳- جرم اقتصادی با نوعی فرصت طلبی مجرمانه ملازمه دارد: این فرصت طلبی ارتباط تنگاتنگی با درجه ی هوش و صلاحیت حرفه ای و شغلی مرتکبین و میزان اعتماد افراد به آنها دارد. این بزهکاران برای جامعه خطرناک ترند چون هم جامعه پذیرند هم از سازگاری اجتماعی بالایی برخوردارند. ۴- اصولاً در جرایم اقتصادی مرتکبین به دنبال کسب سود و پول هنگفت هستند.۱

جرائم اقتصادی یکی از آسیب های مهمی است که امنیت اقتصادی کشورها را مورد تهدید قرار می دهد. این موضوع بخصوص در کشورهایی که دارای اقتصاد رانتی هستند، دارای ابعاد و مظاهر آشکارتری هست. جرائم اقتصادی با زنجیره ای از جرائم دیگر در ارتباط است؛ جرایمی از قبیل ارتشاء، تطهیر درآمدهای نامشروع یا پولشویی، جعل اظهار نامه های گمرکی یا مالیاتی و در حالت سازمان یافته ایجاد اختلال در نظام اقتصادی ایران و آمریکا که هر یک به نوبه خود قدرت فراوانی در تخریب منافع ملی و سرمایه های اجتماعی دارد. پول های باد آورده، به هم ریختن توازن اقتصادی، فرار سرمایه و به هم زدن برنامه های مدیران و مسئولان برای کنترل سلامت و امنیت اقتصادی و … وجه مشترک همه انواع جرائم اقتصادی است. به همین دلیل در دولت های  ایران و آمریکا در صدد شناسایی علل و عوامل واقعی وقوع جرائم اقتصادی بوده تا با وضع مقرراتی در این زمینه، به حمایت از نظم و امنیت اقتصادی برخیزند.۲

جرائم اقتصادی از یک سو منجر به تمرکز سرمایه‌ها و افزایش شکاف بین غنی و فقیر شده و از سوی دیگر این انباشتگی سرمایه، سبب استفاده ابزاری آن در جهت تسهیل و افزایش ارتکاب سایرجرایم و در نتیجه ممانعت از پیشرفت اقتصادی و به مخاطره افتادن امنیت اقتصادی جامعه است.

تاکنون در هیچ‌یک از قوانین، تعریف مشخصی از جرائم اقتصادی به‌عمل نیامده، اما می‌توان گفت جرایمی هستند که علیه اقتصاد کشور یا به قصد آن ارتکاب یابند و در عمل موجب اختلال در نظام اقتصادی کشور شوند.

طبق ماده ۱ قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای ذیل جرم اقتصادی شناخته شده و مرتکبین به مجازات‌های مقرر در این قانون محکوم می‌شوند.

الف- اخلال در نظام پولی یا ارزی کشور

ب- اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی از طریق گران‌فروشی کلان ارزاق یا سایر نیازمندی‌های عمومی و احتکار عمده ارزاق یا نیازمندی‌های مزبور

ج- اخلال در نظام تولیدی کشور و یا رشا و ارتشا عمده در امر تولید یا اخذ مجوزهای تولیدی

د- هر گونه اقدامی به قصد خارج کردن میراث فرهنگی یا ثروت‌های ملی

ه- وصول وجوه کلان به صورت قبول سپرده اشخاص حقیقی یا حقوقی تحت عنوان مضاربه و نظایر آن که موجب حیف و میل اموال مردم یا اخلال در نظام اقتصادی شود.

و- اقدام باندی و تشکیلاتی جهت اخلال در نظام صادراتی کشور

ز- تأسیس ، نمایندگی و عضوگیری شرکت‌های هرمی

به تبع کیفیت اعمال ارتکابی مجرمین نوع برخورد و شدت و ضعف مجازات‌های آن متفاوت است. وفق ماده ۲ قانون اخلالگران در نظام اقتصادی کشور چنانچه این جرائم به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران و یا به قصد مقابله با آن و یا با علم به موثر بودن اقدام در مقابله با نظام مزبور چنانچه در حد فساد فی الارض باشد مرتکب به اعدام و در غیر این صورت به حبس از پنج سال تا بیست سال محکوم می‌شود و در هر دو صورت دادگاه به عنوان جزای مالی به ضبط کلیه اموالی که از طریق خلاف قانون به دست آمده باشد حکم خواهد داد.

ضمن اینکه دادگاه می‌تواند علاوه بر جریمه مالی و حبس ، مرتکب را به ۲۰ تا ۷۴ ضربه شلاق در انظار عمومی نیز محکوم نماید.

همچنین شدت و ضعف عمل ارتکابی در مجازات آنها موثر است و طبق تبصره ۱ ماده دوم قانون مذکور، در مواردی که اخلال موضوع هر یک از موارد هفت‌گانه فوق‌الذکر ، عمده یا کلان و یا فراوان نباشد مرتکب حسب مورد علاوه بررد مال به حبس از شش ماه تا سه سال و جزای نقدی معادل دو برابر اموالی که از طرق مذکور به دست آورده محکوم می‌شود.

و بر اساس ‌تبصره ۴ ماده دو همین قانون، مرتکبین و تمامی شرکا و معاونان آنها علاوه بر مجازات‌های مقرر حسب ‌مورد به محرومیت از هرگونه خدمات دولتی یا انفصال ابد از آنها محکوم خواهند شد.

نکته حایز اهمیت، عدم امکان تعلیق این مجازات‌ها و غیر قابل تخفیف یا تقلیل بودن مجازات‌های اعدام، جزاهای مالی و محرومیت و انفصال دایم از خدمات ‌دولتی و نهادها است.

سیاست‌های عمل‌گرا که در برابر خردگرایی و رویکردهای سنجیده و علمی مطرح می‌شوند با تأکید بر خواست مردم و مقتضیات روز جامعه، در برابر مسائل و مشکلات راهکارهایی مقطعی اتخاذ می‌نمایند. بررسی سیاست کیفری ایران در جرایم اقتصادی نشان‌گر آن است که به دلایل مختلف از جمله رسانه‌ای شدن جرایم اقتصادی، سیاسی شدن واکنش‌ها در جرایم مزبور، ضعف آگاهی عمومی و اقتصاد دولتی، عمل‌گرایی به حوزه جرایم اقتصادی نفوذ پیدا کرده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و در گردآوری داده‌های آن علاوه بر تجزیه و تحلیل قوانین و مقررات، گفتمان سیاست‌گذاران جنایی مورد بررسی قرار گرفته است.

یافته‌های تحقیق نشان‌گر آن است که عمل‌گرایی در حوزه سیاست‌گذاری ماهوی پیرامون مبارزه با جرایم اقتصادی در جرم‌انگاری‌های مبتنی بر رویدادهای پیش آمده، تعیین ضمانت‌اجراهای کیفری با توجه به مقتضیات روز جامعه، قانون‌گذاری توسط نهادی غیر از قوه مقننه و مبنا قرار دادن امنیت حکومت در جرم‌انگاری تجلی یافته است. در سیاست کیفری شکلی، ایجاد ساختارهای پلیسی و سازمانی جدید، مداخله نهادهای امنیتی در فرآیند تحقیقات مقدماتی، تعدد مراجع رسیدگی و قائل شدن به اصول سخت‌گیرانه‌ای همچون افشای هویت مجرمان اقتصادی و تحدید موازین دادرسی عادلانه از جلوه‌های پاسخ‌های کیفری عمل‌گرایانه به جرایم اقتصادی است. با این‌حال از آن‌جا که غالب این تدابیر در راستای مهار بحران و نه ریشه‌کن‌کردن آن اندیشیده شده‌اند در درازمدت نظام عدالت کیفری را با بن‌بست مواجه خواهند ساخت.

سیاست کیفری شریعت توحیدی که در مبارزه با اعمال ناپسند و حفظ نظم عمومی و امنیت در جامعه بر پایه عدل مطلق و خیر حقیقی، پایه‌گذاری شده، مبتنی بر دو موضوع است:

الف- پیشگیری از ارتکاب گناه از راه هدایت مردم به سوی خدا و آگاهی دادن از روز جزا (معاد) تزکیه نفس و تهذیب باطن، جلب خیر، دفع شر و ضرر. همچنین توصیه بر دوری از تجاوز و تعدی افراد به حقوق یکدیگر، امر به معروف و نهی از منکر. بنابراین نظام حقوقی اسلام پیش از وقوع جرم پیشگیر است.
ب- اعمال کیفر، در جهت اجرای عدالت نفی حالت خطرناک و دفع اشخاص فاسد، تادیب و اصلاح و همچنین ارعاب بزهکار و دیگران است. بنابراین پس از وقوع جرم، سیستم حقوقی کیفری اقتصادی زاجر (زجردهنده) است.

به این ترتیب می‌توان جرم اقتصادی را چنین تعریف کرد که جرم اقتصادی عبارت است از رفتار مجرمانه و مفسدانه معیشتی که موجب اخلال در نظام قانونی تولید و عرضه کالا و پول و ارز و سو استفاده از اموال عمومی و خدمات دولتی و مردم می‌شود.


جهت دانلود متن کامل تحقیق حمایت کیفری از نظام اقتصادی کشور ایران کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق معرفت شناسی در جهان غرب و از دیدگاه صدرا  شامل  46 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  معرفت شناسی در جهان غرب و از دیدگاه صدرا  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

٫معرفت شناسی در جهان غرب

۱-۱-۱٫ اهمیت معرفت شناسی

مهم­ترین مشخصه انسان خردورزی است. همین ویژگی است که او را از جرگه حیوانات خارج  می­کند. انسان با عقل خود، بسیاری از حقایق عالم را کشف کرده است و به امید شناخت حقایق بیشتر به راه خود ادامه می­دهد. بی­تردید بدون شناخت، زندگی ممکن نخواهد بود. ابتدایی­ترین شناخت که انسان با حیوان در آن مشترک است، ابتدایی­ترین نیاز به شناخت را پوشش می­دهد؛ یعنی نیاز به حفظ بقا و دفع خطرات احتمالی. اما به مراتب این شناخت در انسان پر رنگ­تر می­شود و آن زمانی است که انسان به قوه تعقل در می­آمیزد و قدم به دنیای بزرگ­تری می­گذارد. دنیایی که پر از مجهولات است و منتظراین است که معلوم شود. این نوع شناخت با حقیقت انسان مرتبط و متعامل است. حس حقیقت­جویی که از بدو تولد در درون انسان ریشه دوانیده است لحظه­ای او را به حال خود وا نمی­گذارد وپی در پی او را تحریک به جستجو و طلب می­کند. جستجوی هر آن­چه که این حس را تسکین دهد و به آرامش برساند. بشر با این حس است که تمدن را پدید آورده است؛ تمدنی که هیچ­گاه در حیوانات به چشم نمی­خورد.

بدین­گونه هر روز اسراری از این جهان پیچیده بر ملا می­گردد و آدمی را غرق در شگفتی   می­سازد. با تمام این تفاصیل بر هیچ یک از ما پوشیده نیست که در بیشتر مواقع، نیز، آدمی به خطا رفته است. در رسیدن به مجهولی بارها طعم شکست را چشیده است و از دست­یابی به واقع بازمانده است. هنوز گره­های کور بسیاری وجود دارد که گشوده نشده­اند، با این­که بارها جهت گشودنش تلاش شده است. ولی هر بار بیش از پیش ناتوانی بیداد می­­کند. سؤال این است که انسان از کجا می داند که هر آن­چه که کسب کرده است واقعیت دارد؟ به چه طریقی می­تواند ادعا کند بعضی راه­ها را به خطا رفته یانرفته؟ اگر معتقد به این هستیم که عقل حقایق هستی را بر ما معلوم می­کند، خود این چه مکانیسمی دارد؟ و توان آن در دست­یابی به حقیقت چه­قدر است؟ و تحت چه شرایطی قادر است به شناخت دست یازد؟

قهراً پاسخ به سؤالات فوق دغدغه آدمی است؛ دغدغه کسی که خواهان یافتن حقیقت ناب و خالص و خلاصی از شک و تردید است. این­گونه سؤال و جواب­ها در حوزه­ای به نام معرفت شناسی[۱]­سکنی گزیده است. حوزه­ای که هر آن کس که در پی دست­یابی به معرفت حقیقی است ناچار باید قدم در آن گذارد. ازاین رو ضروری است که درابتدا به بحث معرفت شناسی ومسائل آن بپردازیم .

 ۱-۱-۲٫ تعریف معرفت شناسی

معرفت شناسی که از ریـشه یونانی ”Episteme” به معنـای شناخت و ”Logos” به معـنای دانش و نظریه گرفته شده است، به معنای شناخت شناسی می­باشد.[۲]معرفت­شناسی شاخه­ای از فلسفه است. بسیاری از فلاسفه اتفاق نظر دارند که معرفت شناسی محوری­ترین مسئله در فلسفه است. زیرا اگر فلسفه را به شناخت حقایق اشیاء تعریف کنیم لازم است قبل از آن ماهیت خود شناخت محرز گردد. شناخت چیست؟ چه عواملی باعث حصول شناخت می­شود؟ آیا اصلاً شناخت حاصل شدنی است؟ چگونه می توان به حقیقت دست یافت؟… همه این سؤالات در حوزه معرفت­شناسی مورد بررسی قرار می­گیرد.

۱-۱-۳٫ تحلیل معرفت

معرفت شناسان معاصر رویکردی تحلیلی نسبت به معرفت دارند. مسئله تحلیل یا تعریف معرفت از مباحث بسیار دشوار و مورد اختلاف در معرفت شناسی معاصر است.[۳] در رابطه با معرفت سه امر را باید از همدیگر تفکیک کرد. این تفکیک بستگی به این دارد که مقصود ما از کاربرد معرفت چیست. گاهی همین که واژه معرفت را روشن ساختیم و کاربردها و معانی مختلف آن را دانستیم،کفایت امر می­کند. بیان و ایضاح معنای واژه “know” کاری لغت شناسانه یا معنا شناسانه است.

در برخی اوقات هدف نحوه دست­یابی انسان به معرفت است که امری روانشاسانه است. گاهی نیز آن­چه که مدّ نظر است این است که جهت دست­یابی به معرفت چه شرایطی باید مهیا شود تا ما به مقصود نائل شویم که این بر عهده فیسلوف است و از راه تحلیل فلسفی معرفت  میسر است. بسیاری از معرفت شناسان صرفاً به ایضاح معنای واژه “know” اکتفا و به تحلیل فلسفی آن وقعی نمی­نهند. در معرفت شناسی رویکرد روان­شناسانه از دایره بحث بیرون است.[۴] از این رو ما نیز  ابتدا معرفت را از منظر لغت­شناسی مورد لحاظ قرار داده و در ادامه تحلیل فلسفی آن را به نظاره خواهیم نشست.

  ۱-۱-۳-۱٫ معنای لغوی واژه معرفت

واژه ”know” که معادل علـم و معرفت داشتن تلقی می­شود، در زبان انگیسی دارای کاربردها و معانی گوناگونی از جمله: «تشخیص دادن، دانستــن، آگاهـی داشتن از، ملتفت بودن، شناختــــن  و  آشنا شدن با چیزی و…» است.[۵]

ذکر این نکته حائز اهمیت است که حوزه و دامنه واژه معرفت بسی فراتر از کاربرد و اصطلاح فلسفی آن است. به همین منظور جهت رسیدن به کاربرد آن در فلسفه و معرفت شناسی برخی از معانی و کاربردهای “Knowlege” که اسم know است را از نظر می­گذرانیم تا به مقصود خود نائل گردیم.

۱-۱-۳-۱-۱٫ معرفت از راه آشنایی[۶]

گاهی آشنایی مانسبت به اشخاص است. مثل این­که من علی را می شناسم. در این عبارت بعد از “know” مفعول بی­واسطه قرار می­گیرد.( I know Ali ). گاهی ما به افکارو حالات درونی خود چون عشق، غم، شادی، .. نقاط ضعف و قوت خود علم داریم. مانند زمان­هایی که به سردرد خودمان  علم داریم. معرفت شناسان در مواقعی معرف از راه آشنایی را به معرفت عینی [۷] تعبیر می­کنند. در این تعبیر متعلق معرفت یک گزاره نیست، بلکه یک امر عینی یا شیئی معین است. تمام شناخت­هایی که از راه داده­های حسی به دست می­آوریم از این نوع معرفت هستند؛ البته قابل ذکر است حیوانات و کودکان نیزاز معرفت هایی که از طریق حواس ظاهری  به دست می­آیندـ همه آن­چه را که می بینیم یا می شنویم یا لمس می کنیم و… ـ بر­خوردارند.[۸]


جهت دانلود متن کامل تحقیق معرفت شناسی در جهان غرب و از دیدگاه صدرا کلیک نمایید


نظرات()   
   
دوشنبه 2 مرداد 1396  12:39 ب.ظ

تحقیق درآمدی بر معرفت شناسی  شامل  56 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  درآمدی بر معرفت شناسی  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

پیشینه معرفت شناسی

معرفت شناسی قدمتی بس دیرین دارد. عمده ترین مباحث آن ، نظیر مسئله امکان معرفت و بررسی ادعاهای شکاکان و نسبیت گرایان ، مسئله راهها و ابزارهای معرفت انسان مبحث علم ما به جهان خارج مسئله عقلگرایی یا حس گرایی در عصر یونان باستان مطرح گردیده و در عصرهای بعد دنبال شده است. علیرغم این که مباحث معرفت شناسی عمدتاً قدمتی دیرین دارند، دیر زمانی نیست که به صورت دانشی مستقل مدون شده اند.[۱]

کمتر فلسفه ای را می توان یافت که نسبت به مسائل و مباحث معرفت شناسی غفلت ورزیده بی توجه باشد در منطق و فلسفه ی اسلامی ، مباحث معرفت شناسی در ابواب گوناگونی بطورپراکنده مطرح شده که میراثی گرانبها و سرمایه ای راهگشا ، به ویژه در مباحث معرفت شناسی معاصر است. خوشبختانه در عصر حاضر بسیاری از مباحث معرفت شناسی در فلسفه اسلامی به صورت دانش مستقل و جداگانه ای تدوین و نگاشته شده است ، علامه طباطبایی در این امر پیشگام هستند.[۲]

 ۳-۲ تعریف  واژه معرفت در لغت واصطلاح:

واژه ی « معرفت » و معادلهای آن در زبان فارسی و عربی به معنای آگاهی ، شناخت و ادراک است . این واژه اصطلاحاً در علوم اسلامی ، نظیر منطق ، فلسفه و اصول ؛ معانی و کاربردهای متعددی دارد فیلسوف مسلمان در معرفت شناسی از میان معانی متعدد و کاربردهای گوناگون معرفت معنای لغوی آن را که مطلق آگاه و شناخت است ، لحاظ کرده و آن را به کار برده اند.

از اینرو ، در معرفت شناسی ها منظور از معرفت مطلق آگاهی و شناخت است ، اعم از اینکه معرفت با واسطه باشد یا بدون واسطه ، مفهوم باشد یا گزاره . البته می توان بحث را به پاره ای از اقسام معرفت اختصاص داد و درباره ی نوعی از آنها بحث کرد سر آن این است که تعیین گستره و قلمرو معرفت شناسی تابع وضع و قرارداد است. از آنجا که معرفت شناسی در صورتی کامل و جامع است که همه ی اقسام معرفت را ارزیابی کند ، بهتر است که از معرفت در معرفت شناسی ، مطلق علم و آگاهی اراده شود.( حسین زاده،۱۳۷۹، ۱۸).

معرفت :دانشی است که درباره ی حقیقت معرفت انسان ، راههای دستیابی به آن ، تعیین معیار صدق و کذب ( ارزش شناخت ) بحث می کند.[۳]

۳-۲-۱ معرفت در لغت:

در مباحث معرفت شناسی چند واژه مترادف به کار می روند که همگی دلالت بر موضوع این شاخه از دانش دارند ؛ واژگان « معرفت » ، « علم » ، « فهم » ، « دانش » ، « ادراک »
« شناخت » ، واژگان مورد اشاره اند که همه ی آنها به یک معنا به کار می روند . [۴]البته مترادف بودن این کلمات در حوزه ی معرفت شناسی است و چه بسا در حوزه های دیگر معانی دیگر و غیر مترادفی داشته باشند.

علم در لغت عربی به معنایی وسیع به کار می رود به گونه ای که هم دربردارنده ی اقسام گوناگونی آگاهی است و هم دربردارنده ی مهارتها و فنون مختلف است. اقسام آگاهی از سنخ شناخت و بینش هستند ولی مهارتها از سنخ کنش اند ، یعنی چنان نیست که یک مهارت صرفاً با آگاهی و دانستن فراچنگ آید ، بلکه علاوه بر نوعی شناخت و آگاهی ، تمرین و ممارست عملی نیز لازم است تا یک مهارت شکل گیرد. مثلاً شنا کردن نوعی مهارت است که تنها با شرکت در کلاسهای آموزش شنا و شنیدن توضیحات مربیان به دست نمی آید ، بلکه بایست آموزشهای نظری در عمل هم پیاده شوند تا کارآموز در نهایت ، به یک شناگر تبدیل شود. از جمله شواهد کاربرد ؟

فراخ واژه علم فرمایش پیامبر اسلام (ص) است که فرمود :« علموا اولاد کم السباحه و الرمایه » [۵]که از ریشه ی « علم » بر می آید درباره ی آموزش دو مهارت شنا و تیر اندازی به کار رفته است . مهارتهایی که صرفاً از قبیل دانستن نبوده و نوعی کنش بدنی هم به حساب می آیند.

واضح است که معرفت شناسی از مهارتها و فنون بحث نمی کند و تنها به آگاهی و شناخت می پردازد .[۶] از اینرو باید به سراغ اصطلاحات گوناگون علم برویم تا پس از بررسی آنها ، معنا و اصطلاح مورد نظر در معرفت شناسی را شناسایی کنیم.

۳-۲-۲ معرفت در اصطلاح :

علم و معرفت دارای معانی اصطلاحی گوناگونی است که ذیلاً به آنها اشاره می کنیم :

۳-۲-۳ مطلق فهم و آگاهی:

بر اساس این اصطلاح ، علم عبارت است از مطلق فهم و آگاهی و به همین روی ، هم در برگیرنده ی علم حصولی است . هم در برگیرنده ی علم حضوری . چنانکه پیداست گستره ی این معنا از علم ، کمتر از معنای لغوی پیش گفته است شامل مهارتها نمی شود و این دو مفهوم  « علم حصولی » و « علم حضوری » که زیر مجموعه ی این اصطلاح اند چه معنایی را افاده می کنند؟[۷]

در پاسخ باید گفت : فهم و آگاهی ما دو گونه است : گاهی میان ما و آنچه می فهمیم و نسبت به آن آگاهی پیدا می کنیم واسطه ای وجود ندارد و خود واقعیت مورد شناسایی بی هیچ واسطه ای نزد ما حضور پیدا می کند مانند زمانی که مثلاً چندین ساعت دسترسی به غذا نداشته ایم که در آن صورت با تمام وجود گرسنگی را احساس می کنیم. یک وقت هم آگاهی ما از چیز با واسطه گری تصویر آن چیز است و در واقع ، ما ارتباط مستقیم و بی واسطه با شیء مورد شناخت نداریم بلکه آنچه بی واسطه معلوم ما قرار می گیرد خود همان تصاویر است و اشیای بیرونی را از طریق این تصاویر که مانند آینه عمل می کنند مشاهده می کنیم ، مانند وقتی که تازه غذا خورده و کاملاً سیر هستیم ولی دوستمان همانند زمانی نیست که خود گرسنه بودیم و با تمام وجود آن را حس می کردیم ، بلکه الان صرفاً عکس و تصویری از گرسنگی در ذهنمان پدید می آید که حکایتگر گرسنگی دوستمان است. ( اشکوری ، ۱۳۷۵ ، ۵۶)

۳-۳ تحلیل معرفت :

مساله تحلیل یا تعریف معرفت یکی از مباحث دشوار و مورد اختلاف در معرفت شناسی معاصر است از آنجا که بررسی واژه معرفت و واژه های مترادف یا معادل آن ممکن است نقش مهمی در روند بحث داشته باشد لازم است ابتدا نگاهی گذرا به این واژه بیفکنیم و مروری بر کاربردهای آن در زبان فارسی ، عربی ، انگلیسی و یونانی داشته باشیم.

۳-۴ واژه ی معرفت در نگاه کلی:

در فارسی ،« واژه های معرفت و علم به معنای آگاهی ، شناخت و ادراک است »[۸]. بلکه  می توان گفت : در عربی نیز واژه های علم و معرفت مترادف بوده ، معنای واحدی دارند البته در زبان عربی تمایز بسیار دقیقی میان علم و معرفت دیده می شود.بر اساس این تمایز ، واژه ی « علم » شمول بیشتری دارد اما واژه ی « معرفت » از آن خاص تر و محدودتر است :« هر معرفتی علم است ولی هر علمی معرفت نیست . واژه ی معرفت هنگامی به کار می رود که معلوم و دانسته از غیر آن تمییز یافته باشد اما در کاربرد علم این نکته ملحوظ نیست ، معلوم خواه از غیر خود به تفصیل تمییز یابد یا نه درمورد آن علم به کار می رود».[۹]

معرفت اصطلاحاً در علوم اسلامی – نظیر منطق ، فلسفه و اصول – معانی یا کاربردهای گوناگونی دارد که بدین شرح است :

۱- مطلق آگاهی و ادراک ، اعم از تصور و تصدیق ، با واسطه و بی واسطه ( علوم حصولی و حضوری)

۲-تصور یا مفهوم بر حسب این اصطلاح ، تصور را « معرفت » می نامند و در مقابل تصدیق را « علم » می گویند.

۳- ادراک جزیی در مقابل ادراک کلی ، براساس این اصطلاح ، ادراک جزیی را «معرفت» می نامند و در مقابل ادراک کلی را « علم » می گویند

۴- ادراک جزیی از روی دلیل که آن را « معرفت استدلالی » می نامند.

۵- یادآوری ، یعنی به یادآوردن دانسته ای که فراموش شده است.

۶- ادراک مسبوق به جهل ، برحسب این اصطلاح نمی توان گفت خداوند معرفت دارد اما می توان گفت او دارای علم است.[۱۰]

علم و شناخت نیز اصطلاحاً در علوم اسلامی معانی یا کاربردهای گوناگونی دارد:

۱- مطلق ادراک و آگاهی ، اعم از حضوری و حصولی.

۲- مطلق علم حصولی ، اعم از تصور و تصدیق.

۳- مطلق تصدیقی ، چه یقینی و چه ظنی.

۴- تصدیق یقینی.

۵- صورتها و مفاهیم ذهنی در مقابل تصدیقات.

۶- ادراک کلی.

۷- ادراک مرکب ، اعم از تصور و تصدیق ، در مقابل ادراک بسیط.


جهت دانلود متن کامل تحقیق درآمدی بر معرفت شناسی کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق اساس و کاربرد هوش مصنوعی و مسائل اخلاقی در هوش مصنوعی  شامل  87 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  اساس و کاربرد هوش مصنوعی و مسائل اخلاقی در هوش مصنوعی  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

  [۱]AIچیست؟

هوش  مصنوعی دقیقا” چیست؟ در مورد اینکه هوش مصنوعی چه هست و چه نیست تفاسیر زیادی وجود دارد به همین علت تعریف دقیقی که مورد توافق همه دانشمندان این حوزه از دانش باشد در مورد آن وجود ندارد. علت نبود یک تعریف دقیق برای هوش مصنوعی آن است که متخصصان  AIهمیشه  تلاش می کنند تا مشخص کنند که ” مرز بین AI و غیرAI   کجاست؟” بنابراین نمی توانند معیار مشخصی برای هوش مصنوعی در نظر بگیرند.

اولین تعریف هوش مصنوعی توسط  مارگارت بودن [۲] ارائه شد. او می گوید : “هوش مصنوعی یعنی  مطالعه چگونگی ساخت برنامه های کامپیوتری ای که کامپیوترها را قادر می سازد که اعمالی را انجام دهند که ذهن می تواند آ ن اعمال را انجام دهد.”[۳]

ماروین مینسکی [۴]در سال ۱۹۶۸  AIرا “معلم ساخت ماشین هایی می  داند که کارهایی را انجام می دهند که اگر این کارها توسط انسان انجام شود، نیازمند هوش است.”[۵]

در سال ۱۹۷۶ وایزنتام[۶]، تعریف فوق را مشخص تر کرد. او استدلال کرد که  “هدف برجسته AI، خلق یک سیستم مصنوعی است که با هوش انسان مساوی باشد و یا از آن برتر باشد.”[۷]

یکسال بعد  وینستون[۸] و بودن، این نکته را مطرح کردند که هوش مصنوعی یعنی” استفاده از برنامه های کامپیوتری و برنامه ریزی تکنیک هایی برای آنکه اصل هوش بطور کلی، و تفکر انسان به طور خاص را برجسته ترکنند.”[۹]

سایر تعاریفی که دانشمندان گوناگون در  این حوزه ارائه کرده اند هم مشابه تعاریف فوق است. به طور کلی همه این تعاریف روی چند موضوع متمرکز هستند. اول آنکه از نظر آنها آنچه که در هوش مصنوعی ساخته می شود، ماشین ها و یا برنامه های هوشمند هستند و دوم آنکه منظور آنها از هوشمندی، هوش انسان است. در واقع همه آنها معیار هوشمندی را انسان می دانند. برای آنکه بتوان به طور دقیق تر درباره هوش مصنوعی و کارکرد آن صحبت کرد، نخست باید مشخص کرد که هوش چیست.

۱-۱-۲ تعریف هوش

تعاریف متنوعی از هوش وجود دارد. موسسه مرکزی هوش انگلستان(CIA)[10]هوش را “گردآوری دانش”[۱۱] تعریف می کند. تعریف دیگری از هوش می گوید:

“هوش یعنی توانایی پیش بینی  وقایع آینده؛ حتی زمانی که دانش کامل در اختیار نداریم. هوش یعنی انجام دادن عمل صحیح، در زمان صحیح، یعنی موجود هوشمند عمل صحیح را به درستی انجام دهد تا شانس های خود را افزایش دهد.”[۱۲] فیلسوفی چون نیچه معتقد است که “کلمه هوش از ذهن ما آمده تا مفهوم واقعیتی را توصیف کند که با آن انسانها از چیزی (کلمه ای) استفاده می کنند تا حقایقی را بیان کنند که ما چه هستیم  و خودمان را از بقیه موجودات روی زمین جدا می کنیم. (۱۸۷۳)”[۱۳]

برخی معتقدند که “تعریف مشخصی از هوش وجود ندارد زیرا رفتاری که برای یک فرد هوشمندانه به نظر می رسد، ممکن است برای فردی دیگر اینگونه نباشد. از این رو برخی خصوصیات را لازمه هوشمندی می دانند، از جمله آنکه یک فاعل هوشمند باید:

۱-بتواند به موقعیت های از قبل تعریف نشده با انعطاف زیاد پاسخ دهد.

۲-بتواند به پیغام های مبهم یا نادرست معنا دهد.

۳-بتواند به عناصر موجود در یک  موقعیت خاص اعتبار نسبی بخشد.

۴-بتواند شباهت ها را پیدا کند، حتی اگر موقعیت ها بسیار متفاوت باشند.

۵-بتواند تمایزها را درک کند، حتی اگر موقعیت ها بسیار شبیه به هم باشند.

لذا کارکرد یک فاعل هوشمند حتما”شامل موارد زیر خواهد شد:

تولید و درک گفتار

تشخیص الگو

حرکت در یک فضای پر از مانع دینامیک

اثبات قضیه ریاضی

استدلال”[۱۴]

برای درک کلمه هوش باز می گردیم به ریشه لاتین آن. در لاتین هوش را intelligence می نامیدند. این واژه از دو بخش تشکیل شده است. بخش دوم کلمه یعنی legere به معنای انتخاب کردن، انتخاب وجمع آوری است. بخش اول کلمه از پیشوندinter”” می آید که عموما”به معنی “بین” است. تفسیر ترکیب این کلمات، نشان می دهد که هوش، توانایی ایجاد پیوندهای انتزاعی بین جزییاتی است که لزوماٌ وابستگی و ارتباط واضحی با هم ندارند.[۱۵]

بنابراین هوش تنها توانایی حل مشکلات نیست. دانستن همه  حقایق و قواعد و دسترسی داشتن  به اطلاعات برای هوشمند بودن کافی نیست. قسمت حیاتی هوش، همانگونه که از کلمه  لاتین برمی آید، توانایی نظاره حقایق ساده  و مفروضات است، توانایی فهم ارتباطات و تعلقات و همچنین توانایی استنتاج نظریات انتزاعی جدید. انسان از هوش خود تنها برای حل مسائل استفاده نمی کند، این تنها یک زمینه از کاربرد هوش است. از هوش برای هماهنگ کردن و تسلط  یافتن بر زندگی استفاده می شود، هوش در رفتار  ما بازتاب دارد و ما را برای بدست آوردن اهدافی تحریک می کند که این اهداف هم خودشان، زاییده هوش ما هستند.

ری کورزویل[۱۶] تعریف جالبی از هوش ارائه می دهد. او می گوید:[۱۷]“به نظر من هوش عبارت است از توانایی حداکثر استفاده از منابع محدود _از جمله زمان، برای کسب اهدافی مثل بقا، ارتباطات،   شرکت در یک سرگرمی یا جستجوی فرد برای  رفتن به ماورا و…”

او در ادامه می گوید: “هوش دو وجه دارد: الف) پیچیده ترین پدیده کل کائنات   ب) یک روند بسیار ساده

وجه ساده هوش به این صورت تعبیر می شود که: از نظر او این درست نیست که بگوییم هیچ فرمول ساده ای نمی تواند با قدرتمندترین پدیده جهان هستی، یعنی با روند پیچیده و اسرارآمیز هوش برابری کند. او معتقد است که “تنها چیزی که برای حل طیف وسیعی از مسایل هوشی لازم است، دقیقا” این است: شیوه های ساده به اضافه مقدار زیادی محاسبه (که خود یک روند ساده است و آلن تورینگ در سال ۱۹۳۶ در تعریف خود از ماشین تورینگ که یک الگوی ظریف محاسبه بود این را نشان داد.) و نیز نمونه هایی از مسئله. در برخی موارد، ما حتی به این آخری نیاز نداریم و صرفا” بیان دقیق مشکل کافی خواهد بود.”[۱۸]

لاری تسلر [۱۹]معتقد است که:” هسته ناگزیر هوش همیشه در آن چیزی است که هنوز برنامه ریزی نشده است  و اگر بخواهیم این موضوع را به بحث خود تعمیم دهیم می توان گفت :AI  هر چیزی است  که هنوز انجام نشده است.”[۲۰]حال تا دی که با مفهوم هوش و تعریف آن آشنا شدیم، باز میگردیم به تعریف AI:

۱-۱-۳ تعریف هوش مصنوعی

تعاریف زیادی از هوش مصنوعی وجود دارد که این شاخه از علم را زیر مجموعه علوم کامپیوتری قرار می دهند از جمله آنها :

“هوش مصنوعی شاخه ای از علم کامپیوتر است که ملزومات محاسباتی اعمالی چون ادراک (Perception)، استدلال (Reasoning) و یادگیری (learning) را بررسی کرده و سیستمی را جهت انجام چنین اعمالی ارائه می دهد”[۲۱]. و یا “هوش مصنوعی شاخه ای از علم کامپیوتر مربوط به وادار کردن کامپیوتر ها به رفتار کردن شبیه انسانهاست.”[۲۲]

آیا قرار دادن هوش مصنوعی به عنوان زیر مجموعه علوم کامپیوتری امری صحیح است؟ آیا کامپیوتر تنها جایی است که هوش مصنوعی در آن مجال تحقق دارد؟


جهت دانلود متن کامل تحقیق اساس و کاربرد هوش مصنوعی و مسائل اخلاقی در هوش مصنوعی کلیک نمایید


نظرات()   
   

تحقیق مبانی بینشی وگرایشی تحکیم و تقویت محبت در اسلام    شامل  46 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  مبانی بینشی وگرایشی تحکیم و تقویت محبت در اسلام  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اول:مفهوم محبت

۱٫ مقدمه:

تأمین نیازهای روحی وروانی برای انسان ضروری است. برهمین مبنا نیازهای روانی از احتیاج های اساسی قلمداد می شود وازمهمترین نیازهای روانی برخورداری افراد از محبت است. باتوجه به اینکه محبت به عنوان یک نیاز روانی در رفتارانسان نقش اساسی ومؤثری ایفا می کند ونظر به این که محبت به عنوان یک هنربه دانش وکوشش نیاز دارد،ضرورت بحث دربارۀ آن به خوبی آشکار می شود.

ناگفته نماند «محبت» در زندگی انسان به قدری مهم است که تاریخ آن را بهترین راه برای پاسخگویی به خواسته های فطری انسان می دانید واین حقیقت را خاطرنشان می سازید که کسانی که ازپیمودن راه «محبت» محرومند، از اندیشه های خود آنچنان که باید،طرفی نمی بندند وحتی گاهی ممکن است از آنها هیچ سودی نبرند.

۲٫گفتار نخست: شناخت محبت

-۲٫ معنای لغوی محبت

محبت مأخوذ از حب به معنی دوست داشتن وگرایش روحی به چیزی پیدا کردن است.ابن منظور می گوید: حِبَّ به معنی دوست، که مانند عشق وعشیق ومعشوق عزیز ومحبوب است.مؤنث آن حِبه وجمع آن احباب وحبّان وحبوب است. حبیب گاهی به معنای محبّ (اسم فاعل آن) دوستدار وگاهی به معنی محبوب (اسم مفعول) است.لذا حبیب به معنای یار، دوست، معشوق ،محبوب گفته شده است. حب نقیض بغض می باشد ومترادف با وداد به معنی دوستی است و محبت مأخوذ از حب می باشد[۱].

در قرآن مجید فعل ثلاثی این کلمه مطلقاً به کار نرفته وهمه از باب افعال واستفعال وتفعیل استعمال شده است .ولی مصدر ثلاثی بارها آمده است[۲].صاحب تاج العروس نیز درمورد واژه حب می گوید:حب نقیض بغض وهم معنی با وداد ، و  محبت همچون حباب به معنی محابه ومواده وحب می باشد.او هم محبت را از حب (کسرحاء) می داند[۳].

حب(فتح حاء) به معنای او را دوست داشتن آمده است و حب ا لشیء را به علاقمندی به آن چیز مطرح می کنند.۴

این کلمه درفارسی نیز به همین صورت متداول می باشد و اهل لغت ، معانی ای رابرای آن ذکر کرده اند: «حب از ریشه “ح ب ب”به معنای مهر، دوستی، ودّ، وداد، مودت، محبت، دوست داشتن، دوستناک شدن، مقابل بغض ودشمنی است.» این واژه درترکیب اضافی به صورت هایی مانند حب وطن (وطن پرستی)حب مال وحب نفس وحب نوع وحب ولد به کار رفته است[۴].

این کلمه به فتح میم صحیح است وآنچه به ضم مشهوراست غلط می باشد چه مصدر میمی از ثلاثی مجرد به ضم اول مستعمل شده است واین کلمه نظیر ودّ ،وداد ،دوستی ومودت وعشق می باشد.حب به معنی دوستی ،دوست داشتن ، دوست داشت آن را،محبت ، نیک خواهی ،مودت ، شفقت می باشد.

  ۲-۲٫ واژگان مترادف محبت

برای محبت واژه های قریب المعنایی زیادی ذکر شده است که در ذیل به معرفی برخی از آنها می پردازیم.

عشق :به معنای دوستی زیاد و محبتی است که به حد نهایی برسد.[۵]

عشق مترادف با محبت می باشد با تفاوت اندکی که عشق میل شدید است برای رسیدن به مقصود،چنانچه عشق شهوانی نباشد رواست که عاشق تمایل به وصال جسمانی معشوقه نداشته باشد واندیشه اش ازنیل به وصال معشوق خالی باشد[۶].

مودت : مودت از ود و به معنای دوست داشتن در همه امور خیر می باشد.[۷]  نسبت مودت به محبت مانند نسبت خضوع وخشوع است. خشوع نوعی تاًثر نفسانی است از کبریا وعظمت که اثر ظاهری آن درمقام عمل وخضوع است[۸] به عبارت دیگر مودت آن محبتی است که آثار وپیامدهای آشکاری مانند الفت ، مراودت واحسان به همراه داشته باشد .[۹]

چنان که درباره محبت بین زوجین واژه «مودت» به کاربرده شده است «وجعل بینکم مودهً رحمهً» [۱۰]چرا که این دوستی با الفت واحسان آنان با یکدیگر همراه است وخداوند هم خودش را «ودود» معرفی کرده است، چرا که محبت خداوند با نعمت ، احسان وبخشش همراه است.به عبارت دیگر محبت از امور درونی است وشعله درونی عاطفه را به حرکت در می آورد ولی مودت امر بیرونی ومتأثر از محبت می گردد.

شفقت: از «ش ف ق »که اشفاق به معنای عنایتی است آمیخته به خوف چون با “من”متعدی شود معنای خوف در آن ظاهرتر است واگر با “فی”متعدی شود معنی اعتنا در آن آشکارتر است که مترادف با محبت می باشد.

  رحمت : دراصطلاح به معنای مهربانی ورقتی است که مقتضی احسان است نسبت به شخص مرحوم ، گاهی فقط در مهربانی وگاهی فقط دراحسان به کار می رود[۱۱].

الفت : از دیگر واژگانی است که با محبت مترادف است ، مصدر باب تفعیل و به معنی جمع شدن با میل و رغبت است[۱۲]، انس گرفتن ، همدلی ، یکرنگی ، خوگرفتن را می توان از کارکردهای الفت دانست.[۱۳]

لطف : به معنای آنچه که انسان را به طاعت نزدیک واز معاصی دور می کند ولطیف از اسماء الهی است به معنای رفیق با بندگانش وآنچه به نفع بندگانش است را به آنها می رساند.[۱۴]آنچه به طور مشترک در میان این اصطلاحات می توان یافت کرد عنایت و توجه به دیگران می باشد ولی و هرکدام این عنایت را بطریقی حاص تبیین می کنند و آنچه در این پژوهش مد نظر است عدم افراط و رعایت اعتدال در توجه و عنایت می باشد که به عنوان محبت مطرح گردیده و ظهور و بروز این عنایت می باشد که در اصطلاح مودت نامیده می شود.

۳-۲٫ معنای اصطلاحی محبت

واژه محبت از واژه های است که توجه دانشمندان علوم مختلف را به خود جلب کرده است وهرکدام پیرامون معنای آن تعاریفی را ارائه کرده اند. ولی با تأمل می توانیم به این مطلب اذعان کنیم که واژه محبت از جهت اصطلاح تفاوت چندانی با معنای لغوی آن ندارد هرچند در علم اخلاق آنرا از حب و به معنای میل طبع به شی ای که در ادراکش لذت است[۱] و می توان اینگونه تعریف کرد:ابتهاج  به شی یا شی که موافق با طبیعت انسان است اعم از اینکه آن شی یک امر عقلی است یاحسی،حقیقی باشد یا ظنی[۲] وآنچه قابل توجه است منوط بودن حالت التذاذ ومیل از هرچیزی بر شناخت آن چیز می باشد.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 2 مرداد 1396
نظرات()   
   

تحقیق جرم‌انگاری اهانت به مقدسات مذهبی    شامل  79 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد جرم‌انگاری اهانت به مقدسات مذهبی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اوّل:موضوع‌شناسی

در مدخل پژوهش‌های علمی از مبادی تصوّری و تصدیقی موضوع سخن به میان می‌آید، ازاین‌رو مفاهیم مربوط به موضوع از قبیل تعاریف و اصول موضوعه و نیز پاره­ای از اصول پایه، همچون: مصادیق نوین اهانت و مصادیق مقدسات ادیان که در پژوهش موردنظر نقش ویژه دارند، موردبررسی قرار می‌گیرد؛ زیرا موارد یادشده به‌طور کامل منقّح و از یکدیگر متمایز نشده و در مواردی به‌جای یکدیگر به کار می‌روند ازاین‌رو، مناسب است با توجه به معنای لغوی و مفاد استعمالی آن‌ها، تبیین گردند.

مبحث اول: مفاهیم

یکی از وظایف مهم هر محقق، ارائه تعریفی روشن از مفاهیم و واژه‌های اساسی تحقیق است. مفهوم شناسیِ واژه‌ها و تعریف اصطلاحی باعث می‌شود که رابطه خوبی بین محتوا و مسأله پژوهشی برقرار شود. مشخص ساختن تعاریف و ارائه معانی و مفاهیم بر اساس تعاریف ذکرشده، منجر به انتقال معنای موردنظر محقق به خواننده می‌گردد؛ چراکه ممکن است هر شخصی بر اساس برداشت خاص خود، واژگان مهم تحقیق را تعریف نماید و احیاناً هماهنگ با محقق نباشد و سرانجام در دستاوردهای تحقیق به تفاهم نرسند؛ لذا در ذیل به تبیین تعاریف و مفاهیم پرداخته می‌شود.

گفتار اول: اهانت و توهین

معنای لغوی و اصطلاحی اهانت و توهین به هم نزدیک است که برای شناخت آن‌ها، بیان معنای لغوی و اصطلاحی آن ضرورت دارد:

بند اول: معنای لغوی

در لغت اهانت به معنای استخفاف و سبک کردن، استحقار و حقیر شمردن، ضعیف و ذلیل گردانیدن،[۱] استهزا و مسخره کردن،[۲] خوار‌داشتن و خوار‌گرفتن و خوار و کوچک نمودن،[۳] پست کردن و آزردن[۴] آمده است. ضد اهانت، اکرام و اعزاز است.[۵] توهین نیز به معنای ضعیف گردانیدن و سست کردن[۶] است. ضعف ضد قوّت و تضعیف نمودن ضد تقویت نمودن است و ضعف و تضعیف در بدن و جسد، رآی و عقل، عمل و امر[۷] و خَلق (به فتح خاء به معنی آفرینش) و خُلق (به ضم خاء به معنی خوی و منش)[۸] به کار می‌رود. علاوه بر این، توهین در لغت به معنای ناچیز شمردن، خوار داشتن، حقیر و سبک داشتن، استخفاف و کوچک شمردن، خوار و زبون ساختن[۹] نیز آمده است. اهانت از ریشه «هوَن» و توهین از ریشه «وهن» می‌باشند اما این دو واژه به دلیل تقارب و نزدیکی معانی‌شان، در فرهنگ‌های فارسی در ترجمه و تبیین معنای یکدیگر نوشته‌شده‌اند.[۱۰]

از مجموع آنچه در کتب لغت پیرامون دو واژه اهانت و توهین وجود دارد استفاده می‌شود که برحسب عرف هر قول و فعلی که باعث استخفاف، استحقار، استهزاء، خوار و پست و ذلیل گردانیدن انسانی شود اهانت است و هر گفتار، نوشتار و رفتاری که موجب تضعیف، سست کردن، سبک شمردن، حقیر و کوچک و خوار ساختن چیزی شود توهین است. درواقع اهانت و توهین کاربرد مشترک دارند.

بند دوم: معنای اصطلاحی

الف) در اصطلاح فقه

آنچه از طرف شارع مقدس در خصوص آداب و معاشرت در جامعه انسانی مورد تأکید و توجه قرارگرفته به کار بردن کلام نیک و احترام به یکدیگر است. سرکشی از این دستور موجب اهانت به دیگری می‌شود و مرتکب آن مستحق مجازات است. در قرآن کریم علاوه برداشتن کیفر دنیوی و عذاب اخروی مورد لعن و انزجار خداوند نیز قرارگرفته‌اند: «خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] کسى که بر او ستم رفته باشد و خدا شنواىِ داناست.»[۱۱]

فقها[۱۲] به بررسی عناوینی چون قذف، سبّ المومن، سبّ النبی و هجاء پرداخته‌اند و در ارتباط آن بحث کرده‌اند.

برخی[۱۳] در این رابطه می‌گویند: کسانی که الفاظ تحقیرآمیزی نسبت به دیگران به کار می‌برند مثل‌اینکه شخصی به دیگری بگوید «ولد حرام» که به حد قذف نمی‌رسد یا در مواردی که به شخص مقابل چیزی بگوید که موجب کراهت و ناخوشایندی او گردد، مثل‌اینکه بگوید «فاسق، سگ، یا خوک و …» مستحق تعزیر دانسته شده‌اند.

در فقه اسلامی جرمی به‌عنوان توهین یا اهانت مطرح نشده است، بلکه توهین در فقه با کلمات قذف و سبّ که از جرائم حدّی است و با کلمات تأذی، تعریض و هجو که از جرائم تعزیری است مطرح‌شده است؛ اما می‌توان با توجه به آنچه ذکر شد توهین یا اهانت را ازلحاظ فقهی این‌گونه تعریف کرد که توهین یا اهانت فعل یا قولی است نسبت به شخص که به‌قصد تحقیر، استخفاف و اذیت و آزار انجام گیرد.

ب) در اصطلاح حقوق

حقوقدانان در مورد تعریف توهین به تعابیر گوناگون و متفاوتی دامن زده‌اند که به چند مورداشاره می‌شود:

مراد از توهین عام، همان معنای عرفی است؛ «هر فعل یا ترک فعل اعم از گفتار، رفتار، کتابت و اشارت که به نحوی از انحاء در حیثیت متضرر از این جرم نوعی وهن وارد آورد.»[۱۴] در معنای خاص عبارت است از «نسبت دادن هر امر وهن آور اعم از دروغ یا راست، به هر وسیله‌ای که باشد یا انجام هر فعل یا ترک فعلی که ازنظر عرف و عادت موجب کسر شأن یا باعث تخفیف و پست شدن طرف گردد.»[۱۵]

اهانت به معنی نسبت دادن هر فعل یا ترک فعلی است که عرفاً مخالف حیثیت و احترام طرف تلقی گردد[۱۶].

توهین جرمی است که متضمن اخبار و اسناد (نسبت دادن) نبوده و به‌قصد خوار کردن و تذلیل طرف (اعم از مأمور دولت و…) صورت گیرد. هتک حرمت، اعم از افتراء و توهین است.[۱۷]

توهین بر هر رفتاری (اعم از فعل، گفتار، اشاره و نوشتار) دلالت دارد که بتواند به نحوی موجب وهن حیثیت کسی در نظر افراد متعارف و معمولی جامعه شود.[۱۸]

بنابراین، تشخیص توهین بودن یا نبودن بر عهده عرف است؛ اما در قوانین و مقررات جزایی در یک تقسیم‌بندی کلّی، به توهین در مفهوم عام و توهین در مفهوم خاص تقسیم می‌گردد؛


جهت دانلود متن کامل تحقیق جرم‌انگاری اهانت به مقدسات مذهبی کلیک نمایید


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

تحقیق گیاه شناسی آویشن و کاربرد کودهای بیولوژیک..........دوشنبه 23 مرداد 1396

تحقیق گیاه شناسی بابونه و اثر تنش خشکی بر عملکرد گیاه..........دوشنبه 23 مرداد 1396

تحقیق اثر تاریخ کاشت بر عملکرد دانه ارقام سویا..........دوشنبه 23 مرداد 1396

تحقیق مفاهیم و تاریخچه عدالت سازمانی و فرهنگ سازمانی..........دوشنبه 23 مرداد 1396

تحقیق برند و ویژگیهای برند و تصویر ذهنی از برند..........دوشنبه 23 مرداد 1396

تحقیق تعاریف، پیشینه و درآمدی بر ارکان کلاهبرداری در ایران و عراق..........شنبه 14 مرداد 1396

تحقیق بزهکاری اطفال و نوجوانان در حقوق ایران و ترکیه..........شنبه 14 مرداد 1396

تحقیق حقوق حاکم بر شناسایی و اجرای آرای داوری تجاری خارجی و بین المللی در ایران..........شنبه 14 مرداد 1396

تحقیق لزوم بررسی و مصادیق شکنجه علیه زنان ..........شنبه 14 مرداد 1396

تحقیق حمایت کیفری از نظام اقتصادی کشور ایران..........شنبه 14 مرداد 1396

تحقیق معرفت شناسی در جهان غرب و از دیدگاه صدرا..........دوشنبه 2 مرداد 1396

تحقیق درآمدی بر معرفت شناسی..........دوشنبه 2 مرداد 1396

تحقیق اساس و کاربرد هوش مصنوعی و مسائل اخلاقی در هوش مصنوعی..........دوشنبه 2 مرداد 1396

تحقیق مبانی بینشی وگرایشی تحکیم و تقویت محبت در اسلام..........دوشنبه 2 مرداد 1396

تحقیق جرم‌انگاری اهانت به مقدسات مذهبی..........دوشنبه 2 مرداد 1396

همه پستها